جلسه ۱۵۷
توضیحات:
60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها
جلسه ۱۵۷
3پس روی این حساب هم منشأ انتزاع و هم آن مُنتزع دراینصورت واحد خواهند بود که منتزع ما عبارت از عالِم است که آن عالِم امر کلی است، آنهم واحد است ولی آن عالِم دارای دو مصداق است؛ یک مصداقش زید و یک مصداقش هم عمرو است.
ترقیای که ایشان در اینجا فرمودند: «بل إن سألت الحَقّ» ما اینطور میگوییم که بهخاطر این است که در برهانی که اوّل آوردیم گفتیم که ما یک امر را از یک ماهیتی که دارای خصوصیات مختلف است بهلحاظ جهت اشتراک انتزاع میکنیم اما ایشان در اینجا میگویند که ما اصلاً از جهات مختلف انتزاع نمیکنیم، امکان ندارد از جهات مختلف انتزاع کنیم بهجهت اینکه اگر آن خصوصیت دخالت ندارد بنابراین ما از آن انتزاع نکردیم، اگر دخالت دارد پس آن خصوصیت دیگر در اینجا چه نقشی دارد؟! در اینجا میگویند که انتزاع ما فقط از یک امر است هم مُعَنوَن ما یک امر است و هم عنوان ما یک امر است؛ یک امر واحد است. در واقع وقتی که ما عالِم را انتزاع میکنیم به چشم و ابروی زید و به انتسابش به پدر و مادرش کار نداریم بلکه واقعاً علم درنظر ما میآید و فقط آن حقیقتی که این علم منشأ انتزاع برای این شده است یعنی مصداق درنظر ما میآید. حالا آن زید و قدوقواره، کم، وضع، انتساب و اضافاتش درنظر ما نمیآید. اگر هم درنظر میآید از باب این است که اینها مقارنات با این مُعَنوَن و مصداق هستند. بالأخره زید بدون چشم و ابرو که نمیشود ولی واقعاً در جنبۀ عالِمیت هیچوقت این خصوصیات دخالت ندارند. یعنی فرض کنید که اگر به آقای بروجردی میگوییم که عالم است، این آقای بروجردی اگر قیافهاش هم عوض میشد بازهم عالمیت او سر جایش بود؛ منبابمثال اگر میآمدند با یک جراحی پلاستیک صورتش را عوض میکردند باز این عالمیت تکان نمیخورد یا اگر دوتا پایش را هم قطع میکردند باز عالمیتش سر جایش بود یا اگر چهرهاش بهطورکلی عوض میشد باز عالمیتش سر جایش بود. اینکه در تمام این مسائل باز عالمیت سر جایش هست بهخاطر این است که مُعَنوَن، معنونِ واحد است و این خصوصیات هیچگونه دخالتی در اتصاف این مُعَنوَن بهعنوان ندارند. آن معنون همان جنبۀ علمی است که در نفس ایشان مُرتکز است و منشأ انتزاع عنوان ما همان علم کلی است، پس آن واحد است و اینهم واحد میشود. اینهم یک دلیل دیگر.

