جلسه ۱۵۷
توضیحات:
60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها
جلسه ۱۵۷
5در بحث اثبات إلٰه عالم وارد شدیم. تابهحال میگفتیم که وجود واحد است و خداوند واحد است حالا از اینجا میخواهیم ثابت کنیم که صانع واحد است. چه اشکالی دارد که دو خدای فاعل وجود داشته باشند؟! بحث اوّل این بود که اصلاً چه اشکالی دارد دو واجبالوجود باشند؟! ولو یک واجبالوجود در خانهاش بنشیند و دست روی دست بگذارد و کاری انجام ندهد و دیگری کار انجام بدهد و فقط بگوید که تو کار کن مثل حیواناتی هستند که یا حیوان نر میرود شکار میکند و ماده میخورد یا بعضیها بهعکس نر در خانه مینشیند و ماده میرود شکار میکند! حالا میگوید که دو خدایی [داریم] که یکی از آنها کار انجام میدهد و آن یکی رفته در خانه نشسته و رفع خستگی میکند.
حالا صحبت در این است که هردو میخواهند با همدیگر آشتی کنند که تو یک قسمت را بساز و ما یک قسمت را میسازیم مثل همان یزدان و اهریمن، حالا آنها با همدیگر میجنگیدند اما این دوتا خدایی هستند که باهم آشتی میکنند و هردو باهم تقسیم کار میکنند؛ باران را تو بفرست برف را ما میفرستیم.
تلمیذ: یک مثقال عقل که دارند!
استاد: باهم کنار میآیند مثل آخوندها که نیستند! اینکه در ایران است آن را که در نجف است میکوبد! بابا این را رها کن، برو بگذار برایت بماند! میگوید که نه او نباید باشد! آنوقت دلیل هم میآورد که باید چیز باشد و حکومت کفر بالای سرش نباشد تحت سیطرۀ کفر نباشد و مبسوطالیَد باشد و اینها همه هست! آن موقعی که اینها نجف بودند انگار مبسوطالیَد بودند! مثل اینکه این احکام فقط برای بعد از انقلاب اسلامی است! آن زمان همۀ علمای نجف که صدام بالای سرشان بود منجمله همین آقایان که بعثیها بالای سرشان بودند الحمدلله مبسوطالیَد بودند و تقلیدشان بلااشکال بوده است!
وَادفَع الشبهةَ بأنَّ طَبیعَةً و مَفهوماً واحِداً ما ـ نافیة ـ انتَزَعَت مِمّا أیْ مِن أشیاءٍ تَخالَفَت بِما هیَ تَخالَفَت کَالحیوانِ المُنتَزَعِ مِنَ الأنواعِ المُتَخالِفِة مِن جَهَةِ اتِّفاقِها فی حَقیقَتِه لا مِن جَهَةِ اختِلافِها بِالفُصولِ و الإنسانِ المُنتَزَعُ مِن زیدٍ و عَمروٍ و غِیرِهما مِن جَهَةِ اتِّحادِهم فی تَمامِ الماهیَّة المُشتَرِکَةِ لا مِن جَهَةِ اختَلافِهِم بِالعَوارِضِ الشَّخصیَّة.1
- . منظومه، ج 3، ص 518.

