جلسه ۱۵۸
توضیحات:
60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها
جلسه ۱۵۸
15یااینکه در آن برهانی که مربوط به تماثل و امثالذلک است که میگویند: اگر فرض کنید آن عالم دیگر مثل این عالم باشد از نظر حرکت و سکون باید طبعاً یک جهت داشته باشد؛ وقتی که یک چیزی از همۀ جهات با دیگری شبیه است طبعاً کارها و آثارش هم یکی هست مثلاً وقتی که دوتا چراغ از هر جهت مثل هم هستند نور آنها هم طبعاً یک اندازه است گرمای آنها هم طبعاً یک اندازه است. دو چیز که مثل هم هستند مثلاً شما آب را در دو کاسه میریزید؛ یک کاسه در اینجا و یک کاسه در آنجا میریزید چون این دوتا کاسۀ آب هم از نقطهنظر فشار ریختن و هم از نقطهنظر سرازیری یا سربالایی و سیلان در یک اندازه هستند لذا حرکتی که میکنند به یک مقدار است، مقدار فضا و فرشی را که خیس میکنند به یک مقدار است چون فرض این است که هردو یک اندازه هستند.
بنابراین اگر اجزای این عالم مانند هم باشند قطعاً باید اوّل اینها به همدیگر ملصق شده باشند و این سکونی که الآن در اینجا هست و بر هرکدام حاکم است این سکون قسری است، قسر یعنی علتی آمده و اینها را نگه داشته است والاّ اینها از اوّل باید در یک امر با همدیگر مشترک باشند و همه باید بههم ملصق شده باشند چون جهات اِعدادی اینها جهات واحد بوده و مادۀ اینها واحد بوده است و وقتی که ماده واحد است و خصوصیات واحد است بنابراین [باید] حرکت آنها هم واحد باشد و آنها فقط باید بر یک مسیر حرکت داشته باشند، نهاینکه در حرکات اختلاف داشته باشند و فرض بر این است که اینها الآن باهم اختلاف دارند و دیگر خلف لازم میآید که اگر لازمۀ این عالم تباین است پس باید یک وقت با همدیگر متباین نباشند. اگر یک وقت باهم ملصق بودند بنابراین در اینجا چطور دو إلٰه اینها را از هم جدا کرده است؟! آن کسی که در وهلۀ اوّل اینها را ملصق بههم قرار داده است و بوده است همان إلٰه واحد میشود و آن توحید إلٰه از این نظر اثبات میشود. اینهم دلیل برای اینها است که در حواشی و امثالذلک وجود دارد لذا چون دیدیم که مسائل خیلی معتنابهی نبود شرحهای دیگری راجع به آن ندادیم.

