جلسه ۱۵۹
توضیحات:
61. غرر في توحيد إله العالم
جلسه ۱۵۹
12و الشَّمسُ قَلبٌ لَه و کَما أنَّ القَلبَ الصنوبری فی الإنسانِ الصغیرِ أشرفُ الأعضاء و لَه الرِّئاسة کذلک الشَّمس فی الإنسانِ الکَبیرِ سَیِّدُ الکواکبِ و الأفلاکِ و لَه الرِّئاسةُ عَلی کُلِّ الأجسامِ غَیرُها الأعضاءُ الأخرُ لِلإنسان الکَبیر مِنَ الرئیسةِ و المَرئوسةِ و قَد جَعَلَ الرئیسة فی الإنسانِ الصَّغیرِ بِاعتبارِ سَبعة و بِإزائها فی السَّماءِ السبعةِ السیارة.1
«خورشید قلب عالم است همانطوریکه قلب صنوبری در انسان صغیر اشرف اعضاء است و برای او ریاست است، همینطور شمس در انسان کبیر که کل این عالم باشد سید کواکب و افلاک است و برایش ریاست بر کل اجسام است.» البته این بر طبق آن هیئت قدیم است اما امروزیها یک خورشیدیهایی را الآن قائلاند به اینکه میلیاردها برابر از آن خورشید بزرگتر است. «غیر اینها همه اعضاء هستند؛ اعضای دیگر برای انسان ...»
تلمیذ: اینها منافاتی با قلب بودن شمس ندارد، حالا بزرگتر باشد، مثل اینکه انسان یک استخوان ...
استاد: میگوید: آن ریاست دارد. بیخود میگوید ریاست دارد، تازه همۀ خورشید و افلاک بهسمت او حرکت میکنند، چه کسی میگوید: ریاست دارد؟!
تلمیذ: زمین در مقابل کرات دیگر تقریباً مثل ...
استاد: یک ذرّه است اصلاً یک ذرّه است.
تلمیذ: بعضی ستارهها هستند که میلیونها برابر از زمین بزرگتر هستند چه برسد به کهکشانها که اصلاً واقعاً صفر میشود.
«مِنَ الرئیسة ...؛ قرار داده شده است رئیسیت در انسان صغیر به اعتبار سبعه؛ هفت عضو در اعضاء را رئیس قرار دادهاند و در سماء سبعه سیاره بازائش در آسمان السبعه سیاره قرار دادند» که نمیدانم عطارد و زحل و مشتری و امثالذلک باشد.
و قَد ذَکرَ العرفاءُ الشَّامِخونَ فی التَّطبِیق کلماتٌ جُمةٌ لا یَسَعها هذا المُختصرُ و الجِسمُ العنصریُّ ثَقیلاً کانَ أو خَفیفاً بِجنبِ الأفلاکِ الحیَّة بِالدَّوامِ إلی ما شَاءَ الله بَدا طفیفاً أیْ قلیلاً فَلا یَقدَح عدمُ حیاةِ بعضِ العنصریات فیما نحن بِصَدَدِهِ مِن أنُّ العالمَ کلَّه حیوانٌ.2
«عرفا شامخون در تطبیق کلمات [فراوانی] ذکر کردند [كه اين كتاب مختصر گنجايش نقل آنها را ندارد]» که چطور این هفتتا را منطبق بر آن قرار دادهاند البته در اینها یک اسراری هم هست که در آخر عرض میکنم که چرا اینها این کار را کردند.
- . منظومه، ج 3، ص 524.
- . منظومه، ج 3، ص 524.

