جلسه ۱۵۹
توضیحات:
61. غرر في توحيد إله العالم
جلسه ۱۵۹
15وَ تارَةً یَقولونَ عَقلُ الکُل وَ یَعنونَ بِهِ العَقلَ المُحرکَ بِالتَشویق لِلکُرَةِ الأقصیَ الَّتی هُوَ أولیٰ بِالتَشویقِ بَعدَ الخَیرِ المَحضِ و نَفسُ الکُل وَ یَعنونَ بِها النَفسَ المُختَصَةَ بِتَحریکِ ذلِکَ الجِسم انتهیٰ کَلامُهُ.1
«گاهی اوقات عقل کل میگویند و از آن به این عقل محرک قصد میکنند؛ عقلی که کرۀ اقصی را حرکت میدهد» یعنی بالاترین کرهای که آن کره نزدیک به مقام پروردگار است چون اینها میگویند که تمام این افلاک تحت یک فلک بالاتر داخلاند که آن را فلک اقصیٰ میگویند که آن فلک نزدیک به مقام پروردگار است. ما فلک أدنیٰ هستیم که همین شمس و منظومۀ شمسی باشد و آن فلک اقصیٰ فلکی است که انگار به خدا نزدیکتر است و بعد از خیر محض که پروردگار است اوّلین وجودی است که مستحق جلب وجود و جلب فیض است. «بعد از خیر محض، آن اولیٰ به تشویق است» که آن فیض پروردگار به او برسد. «نفس کل میگویند و از آن قصد میکنند به نفسی که این جرم را ـ که آن فلک اقصیٰ باشد ـ به حرکت درمیآورد. کلام ایشان تمام شد.»
وَ کُونُ العَناصِر وَ العُنصُریات بِمَنزِلَةِ حَجَرِ المَثانة بِاعتِبارِ حِقارَتِها وَ تَفاسِدِها بِالنِسبَةِ إلی السَبعِ الشِّدِاد لا یَنافی کَونَ الإنسانِ المُتِوَلِدِ مِنها خَلیفةَ الله فِی الأرض و مَظهَرَ أسمائِه وَ مجلی صِفاتِه وَ مَخلوقَاً لِله وَ الأشیاء لِأجلِهِ لِأنَ ذلِکَ بِاعتبارِ عَقلِه المُستَفاد وَ اتحادِهِ بِالعَقلِ الفَعال و لا سیَّما أکمَلُ أفرادِهِ الفانینِ فِی الحَقِ المُتَعال.2
اینکه ما عناصر و عنصریّات را ـ عناصر اربعه ـ و آنچه که مربوط به عناصر اربعه است مثل اجرام سماوی را به منزلۀ حجر مثانه بگیریم به اعتبار اینکه اینها حقیر هستند و فاسد هستند و از عالم کون و فساد هستند نسبت به آن آسمانهای هفتگانۀ عِلوِی و مجردات، ـ اگر عناصر را به منزلۀ این بگیریم ـ منافات ندارد بااینکه انسانی که از همین عناصر و از همین آب و خاک و از این اجرام متولد میشود که اینها اجرام سماوی هستند، این انسان خلیفة الله در زمین باشد و مظهر اسمائش باشد و محل تجلی صفاتش باشد و مخلوق خدا باشد و اشیاء بهخاطر او خلق شده باشند چون این خلیفةاللهی به اعتبار پوست و بدنش نیست بلکه به اعتبار عقل و نفسش میباشد، این به اعتبار عقل مستفاد است عقلی که به مقام استفاده میرسد و میتواند فیض را بلاواسطه بگیرد و اتحادش به عقل فعّال است. اکمل افراد انسان کسانی هستند که فنای در حق متعال دارند.
- . منظومه، ج 3، ص 525 و 526.
- . منظومه، ج 3، ص 526.

