جلسه ۱۶۰
توضیحات:
62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية
جلسه ۱۶۰
12وَ بِأنَّ الشَّرَ عَدَمٌ فَقُلنا وَ الخیرُ کَالشَّرِّ احتمالاً أی بِحَسَبِ الاحتِمالِ العَقلی حَوِیا المَحضَ و الکَثیرَ و المُساویا فَالشَّیءُ إمَّا خَیرٌ مَحضٌ وَ إمّا خَیرُهُ کَثیرٌ غالبٌ عَلی شَرِّهِ وَ إمَّا مساوٍ لَهُ وَ کذا فی جانِبِ الشَّر فَالأقسامُ خَمسة.1
و همینطور صحبت میکنیم در اینکه شر یک امر عدمی است و امر وجودی نیست (مطالبی که خواهد آمد را الآن بهطور فهرستوار میگوییم.) خیر مثل شر احتمالاتی دارد؛ احتمالاتی را واجد است؛ خیر محض، خیر کثیر، خیر مساوی با شرّ. شیء یا خیر محض است یا خیرش بیشتر است و بر شرش غلبه دارد یا مساوی با شرش است و همینطور در جانب شر پنج قسم میشود.
إذِ المُساویُ مِن کُلٍّ مِنهُما قِسمٌ واحِدٌ کَما أنَّ الغالِبَ مِن کُلٍّ مِنهُما یَستَلزِمُ مَغلوبَ الآخرِ فَلَم یُعَدِّ قِسماً آخَر.2
بهخاطر اینکه در جهت مساوی دیگر معنا ندارد بگوییم که این با آن مساوی است بعد بگوییم که حالا آنهم مساوی با این است، وقتی که مساوی با دیگری شد این خودش یک قسم بهحساب میآید و دیگر دو قسم بهحساب نمیآورند. همانطوریکه غالب از هرکدام مستلزم مغلوب دیگری است لذا ما دیگر برای مغلوب قسمی نیاوردیم، پنج قسم گفتیم، بحث را روی جهت کثیر درنظر گرفتیم. ما آن جنبۀ مغلوبی را قسم دیگری بهحساب نیاوردیم.
ثُمَّ القِسمَةُ إمَّا بِحَسبِ الخَیر و الشَّرِ الذاتیین وَ إمَّا بِحَسَبِ الإضافِیَین کَما فی القَبَساتِ حَیثُ اعتَبَرَها بِحَسَبِ الإضافَةِ وَ جَعلَ المَقسَمَ هُوَ المُوجودُ بِأنَّ المُوجودَ إمَّا خَیرٌ مَحضٌ لِکُلِّ شَیءٍ لا یَستَضِرُّ بِوُجودِهِ شَیءٌ و إمَّا شَرٌ مَحضٌ یَستَضِرُّ بِوُجودِهِ کُلُّ شَیءٍ و إمَّا نَفعُهُ غَالِبٌ و إمَّا ضَرُّهُ غَالِبٌ وَ إمَّا هُما مُتساویانِ کُلُّ ذلک بِالنِسبَةِ إلی الغَیر.3
«حالا قسمت یا بهحسب خیر و شر ذاتی هستند» یعنی آیا خود آن موجود فیحدّنفسه واجد خیر یا واجد شر است «یا بحسب الإضافیین است» یعنی آن موجود بهلحاظ دیگری خیر است یا شر است «همانطوریکه در قبسات خیر و شر را اضافی فرموده است» و گفته: خیر ولی منظورش خیر اضافی بوده است، گفته: شر ولی منظورش شر اضافی بوده است «و مَقسَم را موجود قرار داده است، موجود یعنی آنچه که در تصور میآید، نهاینکه موجود خارجی، یعنی هرچه را که در تصور میآید و اسم موجود بر آن گذاشته میشود بهلحاظ به غیر دو حالت دارد: یا جنبۀ خیری دارد یا جنبۀ شرّی دارد. «بهاینکه بعضی موجودات برای هر چیزی خیر محض هستند و اصلاً شرّشان به کسی نمیرسد و هیچ وجودی از ناحیۀ او متضرر نمیشود” مثلاً میگویند که فلانی اصلاً شرش به مورچه هم نمیرسد، وقتی راه میرود خشت زیر پایش میگذارد که پایش مورچه را لگد نکند! میگویند: حتی به مورچه هم شرش نمیرسد این خیر محض است که. «یا شر محض است و تمام عالم و آدم از دست او به فغان هستند. یا نفعش غالب است و یااینکه ضررش غالب است و یااینکه متساوی هستند. همۀ اینها نسبت به غیر هستند.»
- . منظومه، ج 3، ص 530.
- . منظومه، ج 3، ص 531.
- . منظومه، ج 3، ص 531.

