جلسه ۱۶۰
توضیحات:
62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية
جلسه ۱۶۰
13فَالمَحضُ أی الخَیرُ المَحضُ کَالعُقولِ فَإنَّها مُوجوداتٌ بِالفِعل لَیسَ لَها حالَةٌ مُنتَظِرَةٌ وَ کلماتٌ تامَةٌ جامِعَةٌ لا تَنفَدُ و لا تَبِیدُ فَهِیَ خَیرٌ مَحضٌ بِکِلَا المَعنَیین.1
«خیر محض مثل عقول میماند که اینها موجودات بالفعل هستند جنبۀ عدمی و استعداد ندارند و حالت استعداد و انتظار ندارند و کلمات تامۀ جامعۀ تمام مراتب وجود هستند که تمامی ندارند و ازبین نمیروند و خیر محض به دو معنا هستند؛ هم به معنای نفسی و هم به معنای اضافی خیر محض هستند»؛ به معنای نفسی چون جنبۀ عدم ندارند و به معنای اضافی چون خیرشان به همه میرسد و اصلاً شر ندارند. تمام عوالم وجود از این عقول تراوش پیدا کرده است.
وَ الَذی کَثُرَ خَیراتُه مِثل المَعالیلِ الأُخَر مِنَ الکائِناتِ الَّتی فیها نَقائِصٌ قَلیلةٌ و إضراراتٌ نادرةٌ وَ إنَّما وُجِدَ هذَا القِسمُ مِنَ المَبدإ الخَیرِ المَحضِ إذِ الکَثیرُ الخَیر مَعَ شرٍ أقَل فیهِ بِحَسَبِ أوقاتٍ قَلیلةٍ فی تَرکِه أیْ تَرکِ إیجادِهِ شَرٌ کَثیرٌ قَد حَصَلَ کَما قالوا إنَّ تَرکَ الخَیرِ الکَثیرِ لِأجلِ الشَّرِ القَلیلِ شَرٌ کَثیرٌ فَیکونَ مِنَ القِسمِ المُقابل غَیرِ الموجود.2
«حالا آن که خیراتش زیاد است از معلولهای دیگر و موجودات دیگر و مخلوقات دیگر ـ همینطور پایین بیاییم ـ از کائناتی که اینها نقائص قلیله دارند و یک اضرارات نادرهایی به این و آن دارند»؛ گاهی اوقات مثلاً سیخونکی هم به این و آن میزنند. «حالا کسی بگوید که آقاجان چرا از مبدأ خیِّر محض چنین معلولاتی درمیآید؟!» نداشتیم! وقتی که او مبدأ خیر است و هیچ جنبۀ نقصان در او نیست پس چطور معلولش مقداری [شرّ] میشود؟! این برای چیست؟! باید خیریّت معلولش مثل خودش تامّ باشد نهاینکه خیریتش زیاد باشد و گاهی اوقات کم باشد.
«جواب میدهد آن که خیرش کثیر است با شرّی که در او کم است و حالا بعضی وقتها یک شرّی از او سرمیزند، اگر این را ایجاد نکند شر کثیر پیدا میشود.» اگر کسی بگوید که نهخیر آقا! حالا اگر یک خیری بهوجود نیامد این دلیل بر این است که شر بهوجود میآید؟! نه، خود نبود شر «خیر» است اما اینکه اگر خیر نباشد، شر است؟! شر نیست، چه شرّی است؟ «همانطور که گفتند: ترک خیر کثیر بهخاطر شر قلیل، شر کثیر است. این از قسم مقابلی است که باطل است و ما آن را رد کردیم.»
- . همان.
- . منظومه، ج 3، ص 531.

