جلسه ۱۶۱
توضیحات:
62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية
جلسه ۱۶۱
3پس وجود در ماهیت خودش به دو قسم تقسیم میشود؛ یک ماهیت خیر است و یک ماهیت هم شر است درحالیکه وجود مقولهای مافوق مقولۀ ماهیت است و وجود مقولهای برتر از مقولۀ ماهیت است. ماهیت در جنس، فصل و اعراض است و وجود برتر است یعنی وجود میآید به اینها تشخّص و تعیّن میدهد پس شما نمیتوانید خیر و شر را داخل در ذات وجود قرار بدهید بهنحویکه اختلاف ماهوی در خود وجود پیدا بشود.
خیر و شر از اوصاف طاریۀ بر وجود
میگوید که اینها از اعراض طاریه هستند. نهخیر، فیحدّنفسه خیر و شر بر وجود حاکم و ساری نیست بلکه اینها از اوصاف طاریۀ بر وجود هستند. در واقع از اوصاف عرضی بر وجود هستند مانند کم و کیف و امثالذلک، یکی از اوصافش شرّیّت است و یکی از اوصافش خیریّت است.
عرض ما در اینجا این است: برفرض که شما شر را از اوصاف عارض بر وجود بگیرید، خود این اوصاف مگر امر وجودی نیستند؟! مگر خود کم یک امر وجودی نیست؟! [هست] منتها وجود بالعرض است؛ وجود عرضی است نه وجود موضوعی. خود کم و کیف و حرکت و همۀ اینها موجود هستند. یکی از اینها جنبۀ شرّیّت است که خود شرّیّت یک وصفی است موجودٌ بنفسه منتها لغیره یعنی این باید در وجود دیگر پیدا بشود ولی خودش یک امر موجود است.
اگر ما اینطور بگیریم ـ که البته ارسطو اینطور نمیگیرد بلکه ذاتی میگیرد ـ آیا این امر بالعرض فاعل میخواهد یا نمیخواهد؟ فاعلش چیست؟! اگر فاعلش پروردگار است، عدم تناسب سنخیت در بین علت و معلول در اینجا مطرح میشود. شما دیگر نمیتوانید بگویید که در پروردگار هم خیر و هم شر ترکیب شده است و به بعضیها از خیر میدهد و به بعضیها از شر میدهد. وقتی که ما چنین مسئلهای را از خداوند متعال و مبدأ اوّل منتفی کردیم پس این مفیضِ جنبۀ شر به این موجود چه شخص و فاعلی خواهد بود؟! بنابراین میتوانیم بگوییم که جواب ایشان جواب ناتمامی است.

