جلسه ۱۶۱
توضیحات:
62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية
جلسه ۱۶۱
4ایشان در اینجا مطلبی میفرمایند ـ ابتدا این را میگوییم و بعد آن مبحثی که هست ـ که ما گفتیم: «الشرُّ أعدامٌ فَکَم قَد ضَلَّ مَن»، اگر کسی از شما بپرسد برای شر هیچ تأثیری قائل نیستید و واقعاً شر سلب محض است، مثل زید و عدم زید میماند، سلب است؟! یااینکه نه ما در عالم شروری میبینیم، احساس میکنیم، در خودمان درد و ناراحتی میبینیم، احساس یک شرّی در خودمان میکنیم. چطور شما میگویید که شرّی اصلاً وجود ندارد؟! دارید انکار بدیهیات میکنید. هر بچهای میفهمد سرش درد میکند، میگوید: آخ این بد است. فرض کنید نار میسوزاند میگوید: آخ بد است، اینکه میگوید: جیز است یعنی بد است و دیگر نباید مثلاً به آتش دست بزند. یا فرض کنید تیغِ گُل در دستش میرود میگوید: این بد است، خود گل را میبیند میگوید که خوب است. عروسک را میبیند میگوید که خوب است. ما هم همینطور به تناسب ذوقیات و طبعمان بعضیها را خوب میدانیم و بعضیها را بد میدانیم. ما که این شرور را احساس میکنیم...
آقا من نمیدانم بااینکه همیشه سعی میکنم واقعاً کلی کلی بگویم هیچوقت کلی را مقیّد نکنم اما مثل اینکه...
تلمیذ: مصداق خودش را پیدا میکند!
استاد: نه، قصدم این است اما شما برای کلی من، خودتان تقیید میآورید و بعد هم مصداق میآورید!! این خیلی ظلم است!! بله، فاحش بلکه افحش است!! آیا میتوانیم بگوییم که اینها امر عدمی هستند و تمام اینها توهّم و خیال است؟! یعنی واقعاً اینها یک امر پوچ است و بیخود ما اسم اینها را شر میگذاریم؟! خود خدا در قرآن گفته است: «شرّ»،1 در روایات داریم «شرّ»،2 عقلا میگویند: شرّ، میگویند: زلزله، صاعقه، خفگی، مرض و میکروب همۀ اینها شر هستند. همه دارند میگویند: شر اما شما فلاسفه آمدید زیر پای همه را زدید و میگویید: همۀ اینها پندار و پوچ و خیال است، بیخود میگویید که شر است، خیر محض است اشتباه میکنید خیال میکنید.
- . کلمۀ «شر» در قرآن کریم در موارد مختلفی آمده که از جملۀ آنها این دو آیه است:
آل عمران (3) آیه 180: ﴿وَلَا يَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ يَبۡخَلُونَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ هُوَ خَيۡرٗا لَّهُم بَلۡ هُوَ شَرّٞ لَّهُمۡ﴾.
سوره انفال (8) آیه 22: ﴿إِنَّ شَرَّ ٱلدَّوَآبِّ عِندَ ٱللَّهِ ٱلصُّمُّ ٱلۡبُكۡمُ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡقِلُونَ﴾. - . از جملۀ روایت هم میشود به این روایات اشاره کرد:
الف ـ غرر الحکم، ج ۱ ص 4۰۸: «شَرُّ النّاسِ مَن يَظلِمُ النَّاس.»
ب ـ همان: «شَرُّ النّاسِ مَن لا يَقبلُ العُذرَ و لا يُقِيلُ الذَّنبَ.»
ج ـ عیون الحکم، ج ۱، ص ۲۹5: «شرُّ النّاسِ مَن لا يَثِقُ بِأحدٍ لِسُوءِ ظَنِّهِ و لا يَثِقُ بِهِ أحدٌ لِسُوءِ فِعلِهِ.»
د ـ بحار الأنوار، ج ۷6، ص ۱4۹: «و عنهُ صلّى اللّهُ عليهِ و آلِهِ و سلّم: الخَمرُ جِماعُ الإِثمِ و أُمُّ الخَبائِثِ و مِفتاحُ الشّرِّ.»
- . کلمۀ «شر» در قرآن کریم در موارد مختلفی آمده که از جملۀ آنها این دو آیه است:

