اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية

جلسه ۱۶۱

توضیحات:

62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۶۱

5
  • تلمیذ: این مثل آنهایی که می‌گویند همه چیز وهم و خیال است.

  • استاد: بله، «کُلُّ ما فِی الکَونِ وَهمٌ أو خیال».1

  • تلمیذ: یعنی او را بزن و بگو: این‌هم وهم و خیال است! حالا این‌هم همین‌طور حالا این را یک کتکی بزن بگو: خیر است!

  • استاد: بله، همان اگزیستانسیالیسم که آنها قائل به پوچ‌گرایی هستند. می‌گویند: هیچ بودی نیست بلکه همه‌اش نمود است و هیچ بودی وجود ندارد.2

  • حالا این را چه‌کار کنیم؟ یعنی واقعاً آیا راجع به این قضیه هم فکری کرده‌اید؟! مرحوم حاجی در اینجا مقداری از این بحثی که کرده است کوتاه می‌آید. اما بنا بر مسلک عرفاء هیچ کوتاه آمدنی در کار نیست. آنچه که ایشان در اینجا مطرح می‌کنند، در واقع می‌خواهند بین نظریۀ ارسطو و نظریۀ افلاطون جمع کنند. ارسطو قائل بود به اینکه شر یک امر وجودی است و حقیقتاً در خارج هست و ما احساس می‌کنیم منتها آنچه را که ما در خارج می‌بینیم شرش کمتر از خیر است ولی بالأخره ما شر را احساس می‌کنیم؛ ما در وجود خودمان نفرت و انزجار از یک مطلبی را احساس می‌کنیم لذا دیگر نمی‌توانیم بگوییم که این انزجار عین محبت است یا فرض کنید این تنفری که ما از سوختگی داریم عین جذب و علاقۀ به سوختگی است، نمی‌توانیم این حرف را بزنیم. بنابراین تحقّق و تعیّن یک امر در عالم اعیان به‌عنوان شر محرز است. این یک مسئله است.

  • مسئلۀ دیگر اینکه با نظریۀ افلاطون چه‌کار کنیم که ایشان گفته‌اند: شر یک امر عدمی است و این را براساس برهان بیان کردند و افراد دیگر هم مانند حکیم علامۀ شیرازی در این قضیه برهان آورده‌اند که دارند: «شرّ همیشه نبود است یعنی احساس عدم است و نبودِ یک امر وجودی است، اسم آن را شر می‌گذاریم، مُقتضای مزاج در انسان سلامت، صحت و اعتدال است اگر آن مزاج به‌هم بخورد ناراحتی پیدا می‌شود که ما اسمش را شر می‌گذاریم. 3 حالا اگر فرض کنید آن مزاج به‌هم بخورد ولی آن ناراحتی پیدا نشود ـ گاهی اوقات اتفاق می‌افتد ـ آیا ما اسمش را شر می‌گذاریم؟! شر نمی‌گذاریم.

    1. . دیوان جامی، فاتحة الشباب، غزل 564:
      کُلُّ ما فِی الکَونِ وَهمٌ أو خیالْ***أو عکوسٌ فی مرایا أو ظلالٌ
    2. . اگزیستانسیالیسم یا هستی‌گرایی (به انگلیسی: Existentialism) اصطلاحی است که به کارهای فیلسوفان مشخصی از اواخر سدۀ نوزدهم و اوایل سدۀ بیستم اعمال می‌شود که با وجود تفاوت‌های مکتبی عمیق در این باور مشترک هستند که اندیشیدن فلسفی با موضوع انسان آغاز می‌شود نه صرفاً اندیشیدن موضوعی. در هستی‌گرایی، نقطه آغاز فرد به وسیلۀ آنچه «نگرش به هستی» یا احساس عدم تعلق و گم‌گشتگی در مواجهه با دنیای به ظاهر بی‌معنی و پوچ خوانده می‌شود مشخص می‌شود. طبق باور اگزیستانسیالیست‌ها، زندگی بی‌معناست مگر اینکه خود شخص به آن معنا دهد. این بدین معناست که ما خود را در زندگی می‌یابیم، آنگاه تصمیم می‌گیریم که به آن معنا یا ماهیت دهیم. (محقق)
    3. . الحكمة المتعالية، ج 7، ص 63.
/