جلسه ۱۶۱
توضیحات:
62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية
جلسه ۱۶۱
8لازمۀ جمال وجود جلال است
یک روز من در بیمارستان بودم آنموقعی که مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ چشمشان را داشتند عمل میکردند من از ایشان سؤال کردم که این مسائلی که برای اولیاء اتفاق میافتد برای چیست و چه جهتی دارد؟! خلاصه ایشان فرمودند که قضایا و گرفتاری که برای اینها اتفاق میافتد یکی از این دو حالت است:
اوّل: اینکه یک نقص و گیرهایی هنوز در اینها هست که بهواسطۀ این مسائل آن گیرها برطرف میشود پس این خیر محض میشود. اگر نباشد نمیشود؛ تا جنبۀ جلال نباشد جمال نمیتواند خودش را نشان بدهد، باید جنبۀ جلالی باشد. جمال، جمال است در وقتی که جلال بیاید و کار انجام بدهد والاّ اگر فرض کنید تمام عالم یکنواخت و زیبا بودند، تمام عالم اعمّ از مرد و زن همه یک فُرم بودند مثل کارخانۀ عروسکسازی که همۀ عروسکها یکسان هستند، آیا دیدهاید که عروسک بیرون میدهند؟! وقتی میخواهند به بعضی از زنها بگویند که قشنگ هستند، میگویند که عین عروسک میماند! حالا فرض کنید کارخانۀ خدا، همه را عین یک عروسک کذایی بیرون بدهد، آیا ما در آن زمان میتوانستیم تصور زشتی و زیبایی کنیم؟! اصلاً نمیتوانستیم تصور کنیم که زشتی یعنی چه و زیبایی یعنی چه؟! یا اگر فرض کنید همه در آن رتبۀ پایینِ پایین بودند دیگر در آنموقع هم همینطور بود.
پس چون جنبۀ جلالی در اینجا هست آن جنبۀ جلالی انسان را به جمال میکشاند بعد وقتی به جمال کشاند تازه آن جمال برای انسان جمال است والاّ برای انسان جمال نبود. چرا این عوالم برای انسان بهجت و سرور میآورد؟! چون انسان جنبۀ جلالی را طی کرده است حالا که به آنجا میرسد هرچه میرود دیگر بهجت و سرور است والاّ اگر از اوّل همه چیز مهیا بود دیگر جنبۀ جمال معنا نداشت پس لازمۀ جمال وجود جلال است.
وجود جلال موجب آمادگی برای کسب واردات جمالیه

