جلسه ۱۶۶
3استاد: آنچه که ما در رزق آن را لحاظ میکنیم [این است که] یک امر موجود بالفعل را به مرزوقی اعطاء میکنیم فرض کنید که پولی هست و زیدی هم هست و شما دست در جیبتان میکنید و آن پول را به زید اعطاء میکنید ولی در مورد پروردگار مسئله باز جنبۀ اشراقی دارد نهاینکه یک امری هست و او را واگذار میکند. در جنبۀ رازقیت پروردگار معنایش همان تولید ادامۀ حیات است و انشاء وجود بعد از وجود است و افاضۀ بقاء زید است بعد از بقاء یعنی آن بقاء را استمرار دادن، این معنای رزق است.
عدم انحصار رزق به اطعمه و اشربه
تلمیذ: پس خالقیت و رازقیت یکی میشود.
استاد: بله. آنوقت دیگر در اینجا دو جنبه پیدا میکند که ما جنبۀ خلق را به آن وجود اوّل میدهیم و جنبۀ رزق را به وجود ثانی و کمال ثانی میدهیم و مسئلۀ رزق فقط به نان و آب نیست بلکه علومی که برای ما میآید در واقع رزق است تجردی که پیدا میکنیم رزق است کمالی که پیدا میکنیم رزق است.
معنای رزق در لسان الهیین و عرفا
اطلاق رزق به مواهب معنوی در لسان الهیین و عرفا
اصلاً در لسان الهیین و عرفا رزق به مواهب معنوی اطلاق میشود نه به آن نان، انگور، سبزی، سیبزمینی و پیازی که فرض کنید شما میآورید، این مرتبۀ خیلی مادون و اَدنای از رزق است که آنها اصلاً در اینجا به این رزق نمیگویند. این اشیاء جنبۀ مُعدّی دارند فرض کنید حالا یک سیبزمینی هست که خدا آن را میآورد و به خانۀ شما میدهد و میگویید: رزق امروز ما رسید. اینکه رزق نیست یعنی رزق هست و برای موحّد و شخص حکیم بین اینها فرقی نمیکند ولی از نظر اصطلاحی جنبۀ رازقیت همان جنبۀ تربیتی است که خداوند متعال بعد از کمال اوّلی که برای اشیاء مقرّر فرموده است جنبههای تربیتی و کمالی را مترتّباً بر آنها افاضه میکند که باز آن افاضۀ اشراقی دارد. اینهم جنبۀ رازقیتش است.

