جلسه ۱۶۷
توضیحات:
65. غرر في أن أيا من النعوت عين و أيا منها زائد
جلسه ۱۶۷
14و جَهَةُ القَبولِ أيْ قَبولُ ذَاتِه لِلصِّفاتِ لَو كَانَت عَرَضيَّةً معللةً غَير الفعل أيْ غَير جَهة فَاعليته لِتلك الصِّفات.1
«مطلب دیگر اینکه جهت قبول یعنی قبول ذاتش برای صفات اگر عرضی و معلَّل باشد اگر این صفات عَرَضی بود و عارض بر این ذات میشود پس ذات قابل است و جهت قبول غیر از جهت فاعلیّت برای آن صفات است قابل هم یک فاعل میخواهد آن فاعل کیست؟! «[غیر فعل یعنی] غیر جهت فاعلیه است برای این صفات». ما برای اینکه یک صفتی عارض بر صفت دیگر بشود یک جهت قابل و یک جهت فاعل میخواهیم؛ قابلش همین ماده است، فاعلش کیست؟! فاعلش یکی دیگر یعنی دو جهت در اینجا هست.
هذا برهانٌ آخَر تَقريره أنَّه لَو كانت الصفاتُ زَائدةً عَلى ذاتِه كَانت مُعللةً بِذاتِه إذْ لا وَاجبَ آخَر لِدلائلِ التَّوحيدِ و لا يَنفعل عَن مَجعولاتِه أيضاً فَيلزم أنْ يَكون فَاعلاً و قابلاً مِن جَهَةٍ واحدةٍ لِكونه بَسيطاً غَاية البِساطَةِ و هُو محالٌ.2
این یک برهان دیگری است تقریرش این است که اگر صفات زائد بر ذات باشد احتیاج به علت دارد که ذاتش است زیرا واجب دیگری نیست بهخاطر دلایل توحیدی (که قبلاً بیان شد) و اینکه این ذات از مجعولاتش هم منفعل نخواهد شد پس باید فاعل و قابل باشد از جهت واحده چون این بسیط است و در غایت بساطت است و این محال است.
این محال است که از یک جهت فاعل و از یک جهت قابل باشد، هیچوقت از یک جهت واحده، هم فاعل و هم قابل نخواهد بود.
از دو جهت بله ممکن است؛ یک معلولی از یک جهت قابل است، علت به آن افاضه میکند خودش هم فاعل است. آینه را درنظر بگیرید؛ نور خورشید در این آینه میافتد از نظر اینکه علت در اینجا نور را افاضه کرده است، قابل میشود ولی همین آینه خودش به دیوار میافتد، از دو جهت در اینجا فاعل و قابل است. ولی از یک جهت واحده نمیشود که هم قابل و هم فاعل باشد. «لِكونه بَسيطاً غَاية البِساطَةِ...» چون این بسیط است پس در مرحلۀ بساطت تامه است و مرکب نیست تااینکه به جهاتِ تعدد در مرکب و اینها دو جهت در او باشد؛ از یکجهت، بهخاطر یکجهتی که در این وجودش است قابل است بهجهت یکجهتی دیگر که هست فاعل و او بسیط است و اینهم که دیگر محال است.
- . منظومه، ج 3، ص 550.
- . همان.

