جلسه ۱۶۷
توضیحات:
65. غرر في أن أيا من النعوت عين و أيا منها زائد
جلسه ۱۶۷
6این همین نظریۀ «جسمانیة الحدوث و روحانیّة البقاء» است.
تلمیذ: یعنی همان حقیقت روحانی به عالم طبع میآید و ماده میشود؟!
استاد: ماده هیچوقت نمیشود. نهخیر، این بهواسطۀ یک ظرف مُستعدّی استجلاب آن حقیقت روحانی میشود یعنی ظرف مستعدّ برای این...
تلمیذ: آن در عالم تنزل.
استاد: بله، آنوقت خود همان وقتی که بخواهد به این عالم نزول کند خودش مقدّماتش را فراهم میکند. خودش میآورد، میبرد، زیدی هست و [دختری] هست که این دوتا را بههم دیگر میچسباند. فرض کنید یکی در اصفهان است و دیگری در گیلان است ـ منبابمثال میگوییم ـ یکدفعه این بلند میشود میرود از آنجا یک دختر میگیرد یا آن میآید از اینجا یک دختر میگیرد. حالا در سَر این چه افتاده است و در سَر او چه افتاده است و وسائط این وسط چهکاره بودهاند و...
تلمیذ: آیا فرمایش شما مطابق نظر ابنسینا است؟! حضرتعالی نظر ابنسینا را در آن قصیدۀ علمیّهاش قبول نداشتید.
استاد: نهخیر. عرض بنده جمع بین این دو نظریه است. اگر نظر ابنسینا را بگیریم که یک محاذیری لازم میآید و یک مسائلی در اینجا هست که اصلاً بهطورکلی روح یک امر منحاز و جدای از ماده است و یک عالمی برای خودش جدای از ماده دارد. اینها همه مُعدّات هستند؛ جنین مُعد است عَلَقه مُعِد است مرد و زن معد هستند، اینها همه معدّات هستند. مثل اینکه اگر بخواهید آش بپزید یکسری معدّات میخواهد؛ قابلمه میخواهد، اجاق میخواهد، فلان میخواهد و اینها مُعدّات هستند و این روح بعد از اینکه جنین آماده شد ﴿ثُمَّ أَنشَأۡنَٰهُ خَلۡقًا ءَاخَرَ﴾1 و ﴿وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي﴾2 وقتی به آن مرحله رسید آن نفس که بر چهار ماه و ده روز است به این بدن تعلّق میگیرد یعنی میآید در این بدن میرود، تا این چهار ماه و ده روز هیچ نبود فقط یک تکّه گوشت بود یک کیلو دو کیلو سه کیلو با بقیۀ گوشتها فرقی نداشت یکدفعه آن روح بعد از چهار ماه از آنجا میآید داخل این میرود. حالا چطور میآید؟! نمیدانیم. کیفیت آمدنش را نمیدانیم و خودِ اینها را هم خود ابنسینا نمیداند یعنی فقط همینقدر گفته است که «هَبَطَتْ إليكَ مِنَ المَحَلِّ الأرفَعِ»3 ولی اینکه این هبوط به چه نحو است؛ از آن عالم به این عالم چگونه است؟! آیا مجرد میتواند در ماده سیر کند؟! این با تجرد آن منافات دارد که مجرد در ماده بیاید یعنی مثل ماده حرکت کند مجرد که حرکت ندارد حرکت مادی ندارد و اصلاً ماده معلول برای مجرد است و ماده نمیتواند ظرف برای مجرد واقع شود مجرد هم نمیتواند ظرف ـ بهعنوان ظرف آب و کاسه ـ برای ماده واقع شود. تمام اینها همه محاذیری دارند و عقلاً ممتنع است. حالا ایشان چطور تصور کردهاند بالأخره اجمالاً مطلب را گفتهاند که تا چهار ماه و ده روز هیچ خبری نیست و این یکتکه گوشت است و به این انسان هم گفته نمیشود مثل بقیۀ گوشتها؛ گوشت گوساله و گوسفند یا مثل بچهای که در شکم گوسفند هست. اینهم همینطور چیزی ندارد بعد این روح میآید و به این تعلّق میگیرد. این مسلک ایشان است که البته محاذیری دارد.
- . سوره مؤمنون (23) آیه 14.
- . سوره ص (38) آیه 72.
- . دیوان ابنسینا؛ اين قصيده را لغت نامه دهخدا در ماده أبو على سينا ص 653 آورده است:معاد شناسى، ج 1، ص 82:«هبوط و نزول كرد به سوى بدن تو از بالاترين محلّ و عالىترين مرتبه، كبوترِ ورقاء روح كه داراى مقامى بس عزيز و محلّى منيع است.»
هَبَطَتْ إلَيكَ مِنَ الْمَحَلِّ الأرفَعِ *** وَرْقَآءُ ذاتُ تُعَزُّزٍ وَ تَمَنُّع

