جلسه ۱۶۷
توضیحات:
65. غرر في أن أيا من النعوت عين و أيا منها زائد
جلسه ۱۶۷
9و اینکه میگویند: فلانی به پدرش شبیه است، یا به فلانی و فلانی شبیه است برگشت همۀ اینها به همان است. این یک اجمالی از این مطلب است که در اینجا بیان شد. نظر بنده برزخی است بین نظر ابنسینا و نظر ملاّصدرا که در جای خودش مطرح میشود.
تلمیذ: این را که من خدمت شما عرض کردم فرمودید که حالا عرفایی که رسیدهاند عرفایی اگر نرسیدهاند ... قائلاند به اینکه انسان خودش نقطۀ غایت نزول است بعد من خدمت شما عرض کردم فرمودید که نه انسان غایت به نقطۀ نزول نیست بلکه پایینتر از او است اختلاف ما با آنها هم همین است؟
استاد: بله.
تلمیذ: یعنی حضرتعالی قبول نداشتید، ولی با این بیانی که فرمودید من اینطور استنباط کردم که [نظر حضرتعالی] دوباره برگشت و با قول عرفا یکی شد.
استاد: نه باز هم تفاوت دارد بهجهت اینکه دو جنبۀ روحانیت و نفسیت را در آنجا لحاظ کرده بودم که آن را آخرین نمیدانستند، آن مطلبی که جناب محییالدین دارد:
أوَّلِ التَّعَيُّناتِ المُفاضَةِ مِنَ العَماءِ الرَّبَّانِىِّ، و آخِرِ التَّنَزُّلاتِ المُضافَةِ إلى النَّوعِ الإنسانى.1
«أوَّلِ التَّعَيُّناتِ المُفاضَةِ مِنَ العَماءِ الرَّبَّانِىِّ»؛ اوّلین جهت تعیّن پیغمبر است. بعد آخرین تنزّلات در نوع انسانی هست یعنی وقتی که این پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلّم پایین میآید در مقام نزولش میرسد میرسد میرسد به یک حدّی که آن جسمش دیگر از نظر نوع انسانی، یعنی از نظر جنبۀ نوعیّتش با سایر انواع فرقی ندارد. یعنی میگوید که پیغمبر از نظر اوّل تعیّن گرفته تا آخرین مرحلۀ وجودی را که همان جسمیّت باشد آخرین تنزلات است، یعنی فی النّوع الإنسانی که نوع انسانی تنزّل آخرش همین مرتبۀ جسمیّتش است بعد بالاتر میرود مرتبۀ برزخ است، بالاتر میرود مرتبۀ نفس است، بالاتر میرود همینطور تا [به] مرتبۀ روحانیّتش میرسد، در مرتبۀ جسمیّتش با بقیّۀ اجسام فرقی ندارد.
این دیگر یکی است این جهت منظور من بود که در مرتبۀ تنزل، این جسمیت دیگر آخرین مرتبۀ تنزل است و از این پایینتر در مقام کثافت و ابتعاد نیست ولی از نقطهنظر جنبۀ روحانیتش و ارتقاء همین جسم به آن جنبۀ روحانیت آنجا یک مطالبی است که دیگر این یک اجمالش بود و إنشاءالله مفصّلش هم که در آن بحث بعداً عرض میشود.
- . امام شناسى، ج 16 ـ 17، ص 241، تعلیقه 1: جزء مجموعهاى از صلوات خاصّۀ محيى الدّين غير از صلوات مشهوره. ترجمه:
«[بار پروردگارا بهطور سرشار بريز صلوات و تحيّات و درودهاى متَّصلۀ خودت را، و پاكترين و خالصترين سلامها و اكرامهاى خودت را] بر اوَّلين تعيّناتى كه از مقام عَماءِ ربَّانى (خفاء و پنهانى صرف و اندماج محض) بهطور سرشار فرو ريخته است و بر آخرين مراتب تنزّل و پستى ماهوى كه به سوى نوع انسانى انتساب پيدا كرده است ... .»
- . امام شناسى، ج 16 ـ 17، ص 241، تعلیقه 1: جزء مجموعهاى از صلوات خاصّۀ محيى الدّين غير از صلوات مشهوره. ترجمه:

