جلسه ۱۶۹
توضیحات:
66. غرر في أنها متحدة كل مع الأخرى
جلسه ۱۶۹
4یعنی اینکه میگویند: در آنجا که مقام هوهویّت است اصلاً اسمی نیست و رسمی نیست، منظور چیست؟! اگر مصداقیت اسم و منشأیّت اسم و صفت در آنجا لحاظ میشود ما نمیتوانیم ذات را در هر مقامی ـ چه در مقام تنزّل و چه در مقام هوهویّت خودش ـ بدون علم و حیات و قدرت تصور کنیم. وقتی نتوانستیم تصور کنیم پس شما به همان ملاکی که آن «هو» را به آن مرتبۀ از ذات؛ مرتبۀ بساطت؛ بَسیطُالحقیقه؛ مرتبۀ وحدت در کثرت، وقتی که در آن مرتبه شما ذات را لحاظ میکنید امکان انفکاکش از علم و حیات و قدرت در آنجا نمیباشد
پس شما در مقام هوهویّت میتوانید بگویید: «إنَّهُ عالِمٌ بذاته»، آیا «عالِمٌ» یا نه؟! علمش در مرحلۀ تفصیلی نه، آن را میتوانیم بگوییم در مرتبۀ مادون است ولی بالأخره علم به ذات در مرحلۀ ذات دارد یا ندارد؟! اگر ندارد پس جاهل است. علم به ذات، نه علم به ماسوا، نه علم به تعیّنات. ذات در مقام ذات قدرت دارد یا ندارد؟! ذات در مقام ذات حی هست یا نیست؟! وقتی که هست حالا شما میگویید: اسمش را نیاور خودش را بیاور! اسمش را هم بیاور چه اشکالی دارد؟! بهجایی برنمیخورد! پس همانطوریکه ذات در مقام خودش بسیط است همانطوریکه وجود محض است، همانطوریکه وجود تشخّصی است، همانطور در مقام ذات خودش عالِمُ و قادرٌ و حیٌّ. بعد در مراحل پایین میآید خالِقٌ و رازقٌ میشود که آن را در مراحل بروز و ظهورات قبول داریم؛ در مراحل بروز و ظهور، این تعیّنات ذات است نهاینکه خود ذات بخواهد باشد. درست شد؟! ولی بالأخره در مقام ذات صفت علم و حیات و قدرت با ذات متحد هستند و اتحادشان مفهومی نیست. به این منوال که سه مصداقی هستند که ریشه و منشأ این مصادیق، منشأیّت ذات است و این منشأیّت موجب اختلاف و ترکّب در ذات نخواهد بود.
غرر في أنَّها مُتحدةٌ كُل مَع الأخرىٰ.

