اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

68. غرر في أنه تعالى عالم بذاته

جلسه ۱۷۲

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرّحمن الرّحیم

  •  

  • إنْ قُلتَ لِمَ لا یَجوزُ أنْ یَکونَ مَعقولیَتُهُ بِالفِعلِ فی ضِمنِ مَعقولیَّتِهِ لِلغَیرِ لا لِذاتِهِ قُلتُ لَو کانَ مَعقولاً لِغَیرِهِ و الغَیرُ عَاقلاً لَه لَکانَ مَوجوداً لِذلکَ الغَیرِ کَما هو شَرطُ المَعقولیةِ لِلغیرِ عِندَ المَشّائین و هذا الدَّلیل لَهم فَلَم یَکُنْ مُجرداً عَنِ المادَّةِ بِالمعنَی الأعم مِنَ الموضوعِ و قَد فَرَضناه مُجرداً هذا خلفٌ.1

  • اگر اشکال شود که ما معقولیت بالفعل را قبول داریم؛ خداوند متعال معقول بالفعل است اما این معقولیت بالفعلش آیا لازم گرفته است که عاقل این معقولیت هم خود همین ذات باشد یا نه این معقولیت بالفعلش برای غیر است و ما او را تعقل می‌کنیم اما چرا او خودش را تعقل کند؟! هما‌ن‌طور که ما الآن همدیگر را تعقل می‌کنیم یعنی صورت ذهنیه در اینجا هست برای ما به‌واسطۀ اتصال خارج از خود و به غیر، در اینجا هم معقولیتی برای غیر است و لازم نیست ذات برای خودش عاقل باشد.

  • ایشان جواب می‌دهند و می‌فرمایند: اگر معقولیت، معقولیت غیر باشد باید وجودش هم وجود للغیر باشد یعنی آن وجود برای غیر حاضر باشد تااینکه آن غیر بتواند این را تعقل کند والاّ نمی‌تواند. و بنا بر فرض و دلیل مشّائین ارتسام این صور دیگر حضوری نیست بلکه حصولی می‌شود. پس هر چیزی که ارتسام و تعقلش به‌نحو حصول باشد نمی‌تواند مجرد از موضوع باشد. ماده به معنای اعم یعنی موضوعی داشته باشد و قابل اشاره باشد تااینکه بتواند آن صورت مرتسمه در ذهن بیاید و [دراین‌صورت] او از تجرد بیرون می‌آید پس خداوند متعال مجرد نیست.

  • البته ایشان این دلیل را برای مشائین ذکر فرمودند و فرمودند که این دلیل برای آنها است ولی به اشراقیین که قائل به علم حضوری هستند و تمام علوم حصولی را به حضوری برمی‌گردانند از این نقطه‌نظر دیگر اشکال وارد نمی‌شود یعنی دیگر در علم حضوری نیازی به وجود موضوع نیست. این یک مطلب بود.

    1. منظومه، ج 3، ص 564.