اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

68. غرر في أنه تعالى عالم بذاته

جلسه ۱۷۲

3
  • مطلب دیگر اینکه اگر کسی بگوید: ما اصلاً چه نیاز داریم که از راه فعلیت تعقل جلو بیاییم و اثبات عاقلیت بالفعل کنیم؟! مرحوم حاجی از این راه وارد شدند و گفتند که معقولیت بالفعل هست یا نه؟ خداوند معقول بالفعل است، ذات بر او معقول بالفعل است پس هر معقول بالفعلی عاقل بالفعل را هم می‌خواهد و آن عاقل بالفعل جدای از ذات نمی‌تواند باشد بلکه باید عین ذات باشد.

  • اگر کسی بیاید بگوید که ما از راه تضایف جلو می‌آییم و می‌گوییم: بین معقولیت و عاقلیت اضافه است؛ هر معقولی یک عاقل می‌خواهد، هر عاقلی یک معقول می‌خواهد پس اگر این معقولیت در مرتبۀ ذات باشد باید عاقلیت هم در مرتبۀ ذات باشد یعنی اگر ما فرض کردیم که معقولیت بالفعلی در ذات خداوند محقق شد آن عاقلیت هم باید خود ذات باشد و نمی‌شود غیر ذات کسی دیگر باشد چون متضایفین در یک رتبه هستند. ابوّت یک بنوّت در رتبه می‌خواهد یعنی ابوّت نسبت به عمرو، بنوّت عمرو را می‌خواهد، نسبت به زید نمی‌شود ابوّت نسبت به عمرو، بنوّت زید را نسبت به عمرو بخواهد. اگر ابوّت از ناحیۀ پدر به عمرو خورده است از همان ناحیه بنوّت به پدر خورده است اما اگر فرض کنید این عمرو فرزند برای پدر باشد ولیکن این پدر، پدر برای زیدی که بعد می‌آید باشد، آن‌وقت جای این رتبه عوض می‌شود، وقتی که جایش عوض شد دیگر اضافه ازبین می‌رود، در هر مرتبه‌ای که اضافه هست دو طرف اضافه باید در همان مرتبه لحاظ شوند نه مقدّم و نه مُؤخر، پس اگر ما معقولیت را در مرتبۀ ذات اثبات کردیم عاقلیت هم باید در مرتبۀ ذات باشد. پس همان ذات می‌شود عاقل و همان ذات می‌شود معقول. این کلام صدرالمتألّهین است.1

  • صدرالمتألّهین در اینجا یک مسئله را می‌فرمایند: معقولیتی که ما می‌گوییم این معقولیت را خارج از همۀ اغیار درنظر می‌گیریم یعنی خود معقولیت فی‌حدّنفسه یک وجودی است یعنی یک شیء معقول خودش یک وجودی دارد حالا سواءً یک عاقلی بیاید این را تعقل بکند یا نکند مثلاً انسان را درنظر بگیرید که این انسان معقول است حالا می‌خواهد عاقلی این انسان را تعقل بکند یا نکند. یک نفر این انسان را ـ این مفهوم را ـ تعقل کند یا ده نفر تعقل کنند این انسان برای خودش معقول است وقتی که معقول شد یعنی ما ارتباط و انتساب این را به افراد حذف می‌کنیم که آیا زید این انسان را تعقل کرده یا عمرو، تعقل کرده است. ما می‌گوییم: الإنسانٌ معقولٌ، الإنسانٌ مفهومٌ، الإنسانُ ماهیةٌ معقولَةٌ، الإنسانُ مفهومٌ مُتَعقَّلٌ؛ اینها تعقل شده‌اند. درست شد؟! پس ما در هر معقولیتی اغیار را درنظرنمی‌گیریم بلکه نفس وجود مجردی همان مفهوم را درنظر داریم، وقتی که این‌طور باشد پس وقتی که معقولیت در مرحلۀ ذات فرض شد دیگر طبعاً عاقلیت هم باید در همان رتبه لحاظ شود.

    1. منظومه، ج 3، ص 565.