اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

68. غرر في أنه تعالى عالم بذاته

جلسه ۱۷۲

5
  • پس اگر شما معقولیت در مرحلۀ ذات را قبول دارید که ذات متعقَّل است یعنی معقول است، همان ذات باید به‌عنوان اضافه، عاقل باشد دیگر نمی‌شود کسی دیگر عاقل باشد این از باب اضافه است. ما در اینجا اثبات می‌کنیم که چون شیء دیگری غیر از ذات نیست از این حیثیت عاقلیت ذات عین معقولیت است. این را قبول داریم که وجود ذات با معقولیت و عاقلیت دوتاست؛ ممکن است ذاتی باشد و عاقل نباشد ولی در حیثیت تعقل و در حیثیت حضور، ذات و حضور واحد هستند و این مطلب بسیار متین و خالی از اشکال است. البته خود مرحوم حاجی در حاشیه متنبه این قضیه شده است و قضیه را به مبدأ برده است؛ گفته است که منشأ و مبدأ این معقولیت واحد است و اشکال ندارد که ما مفاهیم متعدده‌ای را از مبدأ واحد اشتقاق و انتزاع کنیم. پس ذات است که ما از آن ذات، هم فاعل را انتزاع می‌کنیم و هم مفعول را که همان معقولیت باشد، هم عاقل را انتزاع می‌کنیم و هم معقولیت را و این دراین‌صورت اشکالی ندارد این‌هم مطلب و مسئلۀ دیگر بود.

  • تلمیذ: قبلاً بیان حضرت‌عالی نسبت به این کلام نافی بود؛ می‌فرمودید که از ذات نمی‌شود ما دو مفهوم را انتزا ع کنیم.

  • استاد: عرض شد که مصداق اگر مصداق واحد باشد و حیثیتش، حیثیت واحد باشد بله، نمی‌توانیم. اگر شخصی زید است ولی حیثیت ابوّت در او نیست لذا در اینجا تا وقتی که زید، زید است بااینکه مصداق، مصداق واحد است ما نمی‌توانیم یک امر متعددی را انتزاع کنیم که ابوّت باشد ولی همین‌که این زید ـ دست نخورده، تکان نخورده بلکه حیثیت او عوض شده ـ دارای یک فرزند شد، آن‌وقت به لحاظ ارتباطش با خارج به لحاظ انتسابی که در اینجا پیدا شده است، به لحاظ تشؤُّن به یک شأنی، ما یک ابوّتی را در اینجا انتزاع می‌کنیم ولی مصداق دست نخورده است یعنی حیثیت...