اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

68. غرر في أنه تعالى عالم بذاته

جلسه ۱۷۳

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم

  • بسم الله الرّحمٰن الرّحیم

  •  

  • مرحوم حاجی مسئله‌ای را نقل می‌کنند که آن را عرض می‌کنیم بعد ـ با بحث گذشته ـ تطبیق می‌کنیم. این بحث در علم خداوند به غیر است. ایشان وقتی که ثابت فرمودند: «إنّ الله عالمٌ بذاته» چون ذات برای مسبب سبب است و برای معالیل علت است پس علم به ذات، علم به غیر را لازم می‌گیرد و از آنجایی که انفکاک معلول و مسبب از سبب و علت تامه محال است بنابراین در هر مرتبه‌ای که ذات هست در آن مرتبه معلول هست و علم به ذات علم به معلول را لازم می‌گیرد و ایشان با این بیان ثابت می‌کنند که خداوند متعال به علم حضوری و شهودی ـ نه به علم حصولی ـ علم به سایر معالیل خود دارد چون احاطۀ علت بر معلول احاطۀ حضور و شهود است، نه احاطۀ صورت علمیه، بلکه نفس معلول و عینیّت معلول پیش علت حاضر است [اما] صورت ذهنیۀ او، این‌طور نیست. بناءًعلیٰ‌هذا این مرتبۀ ذات روی این جهت مراتب دیگر را اقتضا می‌کند. یعنی نتیجه این‌طور می‌شود که ذات در هر مرتبه‌ای اقتضای مراتب دیگر را دارد.

  • آن مطلبی که قبلاً هم عرض شد در اینجا مطرح می‌شود. اینکه می‌فرمایند: انفکاک علت تامه از معلول محال است، انفکاک علت تامه در مقام علّیت محال است نه در مقام ذات؛ یعنی اگر حیثیت تعلیلیه در ذات وجود داشته باشد با تحقق آن حیثیت تعلیلیه و تشؤّن ذات به علّیت، دیگر انفکاکش از معلول مستحیل می‌شود. اما اگر این حیثیت تعلیلیه وجود نداشته باشد، چه اشکالی دارد که در مرتبۀ ذات معلول نباشد. پس آیا علم خداوند متعال به خودش علم او را به معلولات لازم گرفته است؟! این در صورتی است که معلولات وجود عینی داشته باشند اما اگر در مرحلۀ ذات وجود عینی نداشته باشند، لازمۀ علم به ذات، علم به معالیل نخواهد بود و باید دلیل دیگری را پیدا کنیم، نه این راه.