جلسه ۱۷۴
توضیحات:
69. غرر في علمه بغيره
جلسه ۱۷۴
6إن قُلتَ هَل یُمکِنُ التَمَسکُ بِالتَّضایف لِإثباتِ مَعقولیَّةِ ذاتِه لِذاتِه کَما لإثباتِ الفعلیّةِ العاقلیةِ بأنْ یُقال إذا کانَتِ المعقولیةُ فی مرتبةِ ذاتِ المُجرَّد بِحیث لا وجودَ لَه إلّا المعقولیة کانَتِ العاقلیةُ ایضاً فی مرتَبَةِ ذاتِه لِأَنَّ المَفروضَ قَطعُ النَظَرِ عن جَمیعِ الأَغیار فیِ المعقولیة.1
«اگر بگویی: آیا ممکن است برای اثبات معقولیتِ ذات ـ خداوند متعال برای ذاتش ـ تمسک به تضایف کنیم همانطوریکه برای اثبات فعلیت عاقلیت تمسک به تضایف میکنیم» که اگر یک عاقلیتی بالفعل است معقولیتش هم باید بالفعل باشد، اگر بالقوه است این هم باید بالقوه باشد. «به اینکه گفته شود: وقتی که معقولیت در مرتبۀ ذات مجرد است به حیثی که وجود برای ذات نیست مگر معقولیت» یعنی ذات، معقولیت است و همان ادراک خودش است «باید عاقلیت هم در همان مرتبۀ ذات محقق باشد چون مفروض این است که همۀ اغیار در معقولیت ازبین میروند» یعنی فقط صِرف معقولیت در مرحلۀ عاقلیت باقی میماند، وقتی عاقلی معقول را تصور میکند، دیگر اینکه معقول چه ارتباطی دارد چه نسبتی دارد چه مسائل دیگری دارد، دراینصورت مطرح نیست.
فرض کنید که اگر شما امری را تعقل میکنید اینکه آن امر انتساب به چه شخصی دارد، در چه ظرفی هست، در چه موقعیتی هست، دیگر اینها مدّنظر نیست فقط صورت علمیه در نزد شما حاضر و مطرح است. الآن اینکه من در این زمان این را تعقل میکنم دخالتی در تعقل ندارد، من در این مکان این را تعقل میکنم دخالتی در معقولیت ندارد، شما که این مطالب را الآن میشنوید و تعقل میکنید آیا بودن شما در این اتاق دخالتی در این معقولیتها و در این تصورات دارد؟! نه، اگر شما در حیاط هم باشید دوباره همین مطالب را تصور میکنید، اگر بهجای امروز فردا هم در خدمتتان باشیم دوباره همین مطالب را شما تصور میکنید پس زمان و مکان و انتساب این مطالب به من در این شرایط و در این ساعت، هیچکدام اینها دخالتی در این معقولیتها ندارد بلکه صرف آن ماهیت متصوره مدّنظر است و یک عاقلیتی هم باید در آن مرتبه وجود داشته باشد که البته خود حاجی در آنجا اشکال وارد میکند. چون مفروض قطع نظر از جمیع اغیار در معقولیت است یعنی هیچ غیری در این معقولیت دخالت ندارد پس وقتی که خداوند متعال ـ ذات اقدس حق ـ خودش را تعقل میکند این تعقل عین ذات او است بدون سبق زمان و بدون سبق مکانی و بدون هیچ امر دیگری، ذات خودش را تعقل میکند.
- . منظومه، ج 3، ص 564.

