جلسه ۱۷۵
توضیحات:
69. غرر في علمه بغيره
جلسه ۱۷۵
5بِالسَّبَب مُتِعَلِقٌ بِقولِنا العِلمُ بِما هُوَ السَبَب عِلمٌ بِما هُوَ مُسَبَّبٌ بِه أی بِالسَبَب وَجَب.1
علم به سبب بما هو سبب؛ از جهت سببیت نه علم ذات به سبب، از نظر ذات خودش که مرتبهای مافوق سببیت است بلکه علم ذات به سببیت ذات به مرحلۀ اعمال ذات، به مرحلۀ تکوین ذات، به مرحلۀ درست کردن ذات، که ذات دارد درست میکند، علم ذات اینطوری به خودش یعنی از جهت تکوین اشیاء و از جهت سببیت برای اشیاء، علم به مسبب است.
حاصلُهُ أنَّ الأشیاء فی ذواتِها مستندةٌ إلیه تعالیٰ.2
حاصلش چیست؟! «تمام اشیاء در ذواتشان استناد به او دارند» و این استناد عَرَضی نیست ما الآن در تحیّز استناد به این متّکا داریم وقتی که مینشینیم این استناد عرضی است اگر نخواهیم به این متّکا تکیه نمیدهیم و جلو میآییم، این استناد ما استناد ذاتی نیست، ذات ما استناد ندارد بلکه این استناد تحیّز است استناد وضعی است یعنی وضع را طوری قرار میدهیم که تکیه به دیوار کنیم یا تکیه به بالشت کنیم و یا جای دیگر. این را استناد عَرَضی میگویند. ولی اگر استناد ذاتی باشد استناد ذاتی یعنی خود ذات در وجودش نیازمند به غیر است در وجود خودش اتکاء به غیر دارد نهاینکه در مسائل دیگر مثل صحت و سلامت. الآن بدن ما در وقتی که سرما خوردیم برای صحت نیاز به قرص دارد دوتا قرص بخوریم دوتا کپسول بخوریم خوب میشویم. فرض کنید که این ذات شخص در مرض و صحت نیاز به لباس دارد که لباس بپوشد گرم شود و سرما نخورد ولی ذات ما یعنی خود کینونت ذات ما دیگر نیاز به لباس ندارد. وقتی که خود ذات در وجودش مستند به غیر باشد یعنی معلول است، دیگر از این روشنتر و واضحتر معنا ندارد که انسان بگوید. خود ذات در وجودش لَیسَ إلّا الرَبطِ و الاِستناد بنابراین اگر آن استناد نباشد ذاتی نیست نهاینکه ذات تعدد پیدا میکند. ما اگر قرص نخوریم فوقش میمیریم ولی بدن سر جایش هست حالا افتراق بین روح و نفس و بدن شده است، دیگر نمیتوانیم بگوییم که اصلاً بدن ما در ذات خودش نیازمند به قرص است بلکه در اعراضش نیاز به قرص و دوا دارد. منبابمثال در این عرضِ صحت نیاز به دوا دارد و نیاز به گرما و غذا دارد. اگر شما غذا نخورید ضعیف میشوید و تحلیل میروید مزاجتان تحلیل میرود کمکم ضعیف میشوید.
- . منظومه، ج 3، ص 569.
- . منظومه، ج 3، ص 570.

