جلسه ۱۷۵
توضیحات:
69. غرر في علمه بغيره
جلسه ۱۷۵
6همۀ این نیازها نیازهای عرضی است ولی خود ذات چطور؟! ذات که استناد و نیازمندیاش چیزی است که اگر نباشد اصلاً نیست؛ فرض کنید که این بدن یک استناد به اشیاء خارج خودش در حول خودش دارد از نظر وصفِ مصحاحیّه یا از نظر ممراضیّت، این معلول برای این چیزها است، اینها همه به أعراض این بدن مربوط میشود ولی اگر این بدن ذاتاً ـ به مرده و زنده بودنش کاری نداریم به مریض و سلامت بودنش کاری نداریم ـ مستند بشود یعنی طوری باشد که اگر آن علت نباشد بدنی در کار نیست این معلول میشود. پس معلول عبارت از استناد یک ماهیتی بذاته به یک علتی است.
و هو تعالیٰ عَلِمَ و شَهِدَ ذاتَه التی هی عینُ علیَّةِ الأشیاء لِما مَرَّ أنَّه عالمٌ بِذاتِهِ و العلمُ بِالعلةِ بِما هی علةٌ یَقتَضِی العلمَ بِالمعلولِ فَهو تعالیٰ یَنالُ الکل مِن ذاتِهِ.1
«خداوند عالم و شاهد بر ذاتش است که ذات عین علّیت اشیاء است» یعنی جدای از علّیت اشیاء نیست یک امر زائدی نیست که با علّیت اشیاء جدا باشد؛ ذات هست و غیر از ذات چیزی نیست. «خداوند متعال عالم به ذاتش است و علم به علت بما هی علت، از جهت علّیت، علم به معلول را اقتضاء میکند، خداوند متعال به همۀ مخلوقاتش از ناحیۀ ذاتش اتصال دارد و میرسد.»
ثمَّ التَّقییدُ بِقولِنا بِما هو السَّبب إشارةٌ إلی أنَّ المرادَ مِنَ العلمِ بِالسَّبَبِ العلمُ بِالجهةِ المقتضیةِ لِلمُسَببِ سواءٌ کَانَت عینَ ذاتِهِ أو زائدةً.2
یک مرتبۀ ذات داریم یک مرتبۀ سببیت داریم گرچه چیزی غیر از ذات نیست اما از نظر رتبه، تأخّر و تقدّم دارد. «”بما هو السبب“ اشاره است به اینکه مراد از علم به سبب علم به جهتی است که مسبب را اقتضاء میکند حالا میخواهد آن جهت عین ذات آن سبب باشد یا زائد بر ذات سبب باشد» فرق نمیکند ولی در اینجا عین ذات است؛ بنا بر فرمایش مرحوم حاجی آن عین ذات است.
- . منظومه، ج 3، ص 569.
- . منظومه، ج 3، ص 569..

