جلسه ۱۷۶
توضیحات:
70. غرر في ذكر الأقوال في العلم و وجه الضبط لها
جلسه ۱۷۶
5ما گفتیم که اینها قائل به ثوابت؛ امور ثابت هستند یعنی یک ماهیاتی که آن ماهیات، نه وجود عینی دارند که در خارج باشند، نه وجود ذهنی دارند ـ بهخاطر اینکه وقتی وجود عینی ندارند طبعاً وجود ذهنی هم ندارند ـ اینها ماهیاتی هستند که در ازل بودند و علم باری به اینها تعلق گرفته است. بحث در این است که ماهیت مِن حیثُ هی لَیس إلاّ هی وقتی که ماهیتی نه وجود عینی داشته باشد و نه وجود ذهنی، هیچ شیئیّتی ندارد پس این علم میخواهد به چه تعلق بگیرد؟! خب این حرف اینجا.
ـ بعضیها قائل شدند که یک اشباحی بوده که اینها وجود ذهنی دارند و وجود عینی ندارند که به جناب محییالدّین و اینها نسبت دادهاند. اینها یک صوری در عالم تقرّر بودند، این صور از نقطهنظر وجودی جنبۀ ربطی با مبدأ دارند اما هنوز وجود به آنها تعلق نگرفته است یعنی یک ارتباطی با آن وجود دارند ولی ما میتوانیم بگوییم که اینها ارتباط دارند نهاینکه آن وجود در اینها حلول کرده و بر این موضوع امر شده که در خارج تحقق پیدا کند. اینطور نیست بلکه صرف یک ارتباطی در آنجا هست.
فعلاً راجع به این مسئله صحبت نمیکنیم و این نظریه را گسترش نمیدهیم بعداً برمیگردیم و راجع به این قضیه صحبت میکنیم و بسیار مسئلۀ دقیقی است و میتوانم بگویم که مرحوم حاجی در اینجا دچار اشکال شده است که منظور محییالدّین از تحقق وجود ذهنی، ـ لا وجود عینی تبعی و ظلّی ـ یک وجود ذهنی ظلّی و تبعی [است] که هنوز آن وجود منبسط بر او تعلق نگرفته است، چنین وجودی را برای اعیان خارجی در ازل قائل است، [خواهیم گفت که] منظورش چیست؟ وقتی که مُثُل افلاطونی را میگوییم بعد این قضیه را هم در آنجا شرح میدهیم.
مرحوم حاجی باز در اینجا اشکال میکند و میفرماید که ما دوتا وجود نداریم که شما بیایید یک وجودی را در مقابل یک وجود دیگر قرار بدهید اسم این را وجود ظلّی و تبعی بگذارید...

