اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

70. غرر في ذكر الأقوال في العلم و وجه الضبط لها

جلسه ۱۷۷

توضیحات:

70. غرر في ذكر الأقوال في العلم و وجه الضبط لها

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۷۷

14
  • فقالَ الشیخُ الرئیس إنَّ المَعنَی المعقول قَد یُؤخَذ عَنِ الشَّیءِ الموجود کَما أخَذنا عَنِ الفلکِ بِالرَّصدِ و الحسِّ صورتَه المعقولةَ.1

  • «شیخ‌الرئیس این‌طور فرمودند: معنای معقول را از شیء موجود می‌گیریم»؛ این شیء را نگاه می‌کنیم و یک معنای معقولی از او می‌گیریم چندتا زید و عمرو و بکر را می‌بینیم یک انسانیت را از آنها انتزاع می‌کنیم. «همان‌طور که از فلک به‌واسطۀ رصد و حس صورت معقوله را از فلک می‌گیریم»؛ یک نقشی از این فلک در ذهنمان می‌آید.

  • و قَد یَکونُ الصورةُ المعقولةُ غیرَ مأخوذةٍ عَنِ الموجودِ بَل بِالعَکس کَما أنّا نَعقِلُ صورةَ بنائِیَّة نَختَرِعُها ثُمَّ یکونُ تلکَ الصورةُ محرکةً لِأعضائِنا إلی أنْ نُوجِدَها فَلا تکونُ وجِدَتْ فَعَقَلناها و لکن عَقَلناها فَوجِدَت.2

  • گاهی اوقات آن صورت معقوله، اوّل از موجود گرفته نمی‌شود بلکه اوّل خودش وجود دارد. بلکه بالعکس آن موجود را از آن صورت می‌گیریم. همان‌طور که ما این صورت بنائیه را تعقل می‌کنیم اختراع می‌کنیم بعد این صورت، اعضاء ما را حرکت می‌دهد بعد این بنا را بر طبق آن صورت می‌سازیم. این‌طور نبود که اوّل این بنا موجود باشد پس ما تعقلش کنیم بلکه اوّل ما تعقل کردیم بعد پیدا شد.

  • و نِسبةُ الکلِّ إلی عقلِ الأوّل الواجب الوجود هذا فإنَّه یَعقِلُ ذاتَه و ما یُوجِبُه ذاتُه و یَعلَمُ مِن ذاتِهِ کیفیةَ کونِ الخیر فِی الکلِّ فَیَتبَعُ صورتُه المعقولة صورَ الموجودات علی النِّظامِ المعقول عنده لا علی أنَّها تابعةٌ اتباعَ الضوءِ لِلمُضِیء و الإسخانِ لِلحارّ بَل هو عالمٌ بِکیفیَةِ نظامِ الخیر فِی الوجودِ و أنَّه عنه و عالمٌ بِأن هذِهِ العالِمیَة یُفیِضُ عَنها الوجود علی التَّرتِیبِ الذی یعقله خیراً و نظاماً انتهی.3

  • «تمام اشیاء نسبت به عقل اوّل که واجب‌الوجود است» اینها این‌طور هستند یعنی آن عقل اوّل، اوّل این صور را درست کرده است و بعد طبق آن صور این اعیان خارجی را ساخته است. «آن عقل اوّل ذاتش را تعقل می‌کند و آنچه که ذات او ایجاب می‌کند.» در اینجا به واجب‌الوجود نسبت عقل داده است و می‌گوید: آن خداوند واجب‌الوجود آن عقلی که دارد، آن تعقل ذاتی او صور این اشیاء را اقتضاء می‌کند و [بداند] «و از خودش می‌داند خیر چگونه در همه هست پس صورت معقوله تابع آن صورت موجودات در آن نظام معقول می‌شود». اوّل آن نظام معقول را که تصور کرده است صورت موجودۀ اشیاء را تابع او می‌سازد «نه‌اینکه او تابع است همان‌طوری‌که ضوُء تابع مُضِی است و اسخان برای حار است یعنی اینکه او از آن جرم اطلاعی ندارد چون ضوء وقتی که نور می‌آید از آن جرمی که دارد آن هیچ اطلاعی ندارد یا مثلاً آن گرما هیچ‌گونه اطلاعی از آن آتشی که او را به‌وجود آورده اطلاع ندارد می‌گوید: این، این‌طور نیست بلکه او خودش تمام اینها را تعقل کرده است «بلکه این عقل اوّل عالم به کیفیت نظام الخیر در وجود است و این خیر از او است و عالم است به اینکه این کیفیت عالمیتِ خودش، همان است که وجود از او افاضه و جاری می‌شود بر همان ترتیبی که این ترتیب را به‌نحو خیر و به‌نحو یک نظام تعقل می‌کند، کلام ایشان تمام شد.» بنابراین بوعلی قائل به علم حصولی و علم ارتسامی در موجودات شد اما علم حضوری بالنسبه به عقل اوّل.

    1. . منظومه، ج 3، ص 577 و 578.
    2. . منظومه، ج 3، ص 578.
    3. . منظومه، ج 3، ص 578 و 579.
/ 260