اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

70. غرر في ذكر الأقوال في العلم و وجه الضبط لها

جلسه ۱۷۷

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرّحمن الرّحیم

  •  

  • أو ذو وجودٍ لَیسَ ذا ثباتِ***فَمُثلٌ قائمةٌ بِالذّاتِ
  • مَـعَ سَبقِهِ ذَا مِن فَلاطونِ اشتَهَر***و دونَ سَبقٍ إنْ یَکُن بِأنْ حَضـَر
  • فِی الکلِّ نفس کونِها العینِیة***فَذاکَ قولُ الشِّیخِ الإشراقِیَّة
  • و إنْ یَکُنْ فِی البعضِ کَالعقلِ ارْتَسِم***صورُ الأشیاء فیهِ ذا ثالِیسِ أَم
  • أمَّا الَّذی لَیسَ یرَی انْفِصالُه***إنْ کان غیرَه عَلا جَلالُه
  • مُرتَسِماً فَذا بِغیرِ مین***لأنکسیمایس و الشیخین
  • فِی الکلِّ نفس کونِها العینِیة***فَذاکَ قولُ الشِّیخِ الإشراقِیَّة
  • و إنْ یَکُنْ فِی البعضِ کَالعقلِ ارْتَسِم***صورُ الأشیاء فیهِ ذا ثالِیسِ أَم1
  • بحث در کیفیت علم خداوند متعال به اشیاء بود، خود آقایانی که این مسائل را می‌گویند، اینها رَجماً بالغیب است و حالا آن نحوۀ ارتباط و کیفیت علم به چه نحوه هست، هر کسی از ظن خود شد یار من است. اما به‌حسب تصورات فلسفی و حکمی که دارند اینها برعهده و گردن خدا می‌گذارند که باید این‌طور فکر کنی و علمت باید این‌طور باشد!

  • تلمیذ: خدا هم مجبور می‌شود قبول کند!

  • استاد: بله، او هم قبول می‌کند بیچاره زبان ندارد از خودش دفاع کند، بگوید: مگر شما در شکم من هستید و خبر دارید که چه خبر است؟!

  • بعضی‌ها علم خدا را عبارت از همان ثابتات متقرّره بین الوجود و العدم که ماهیات هستند گرفته‌اند که بحثش گذشت؛ علم خدا عبارت از ماهیات معدومه‌ای است که این ماهیات متقرّره هستند و اسم آنها را ثابتات گذاشته‌اند. حالا این دو نوع است؛ یااینکه تعلقی دارند، ایشان می‌فرمایند: مذهب محیی‌الدین این‌طور است که با آن وجود حقیقی یک ربط و تعلقی دارند. یا اصلاً هیچ‌گونه تعلقی ندارند که [مذهب] معتزله است؛ اینها یک تقرّری برای ماهیات در یک عالمی قائل هستند که خودشان هم نمی‌دانند اسم آن چیست. این تعلق علم به معدوم است که علم عبارت از خود معدوم است یعنی خودِ ماهیات معدومه عبارت از علم پروردگار است.

  • تعریف مُثُل افلاطونی

  • بعضی‌ها می‌گویند که علم به معدوم تعلق نگرفته است بلکه علم عبارت از خود اعیان موجوده است، حالا آیا اعیان موجوده که به تفصیل موجود بودند؟! می‌گویند: نه، یک مُثلی به نام مُثل افلاطونی درست کردند و گفتند که هر چیز جزئی که در این عالم وجود دارد به‌نحوکلی در اَزل وجود داشته و آن، علت برای علم تفصیلی خدا است یعنی واسطه است که خداوند نسبت به بقیۀ مخلوقات علم تفصیلی پیدا کند و این اشیائی که در خارج وجود دارند مصادیق آن امر کلی هستند یعنی من‌باب‌مثال اگر گوسفندی را درنظر بیاورید این گوسفند یک گوسفند کلی دارد که تمام اینها زائیده و مصداق او است، یک خروس کلی یک انسان کلی که همۀ اینها زائیدۀ او هستند.

    1. منظومه، ج 3، ص 571.