اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

70. غرر في ذكر الأقوال في العلم و وجه الضبط لها

جلسه ۱۷۷

3
  • تلمیذ: تعبیر مصداق در اینجا مسامحه نیست؟! مصداق را در مفاهیم می‌آوریم و مُثل یک امر کلی سِعِی است نه مفهوم کلی.

  • استاد: عِلّی هستند جنبۀ عِلّی دارند.

  • تلمیذ: بالأخره باز مصادیق نمی‌شود.

  • استاد: چرا دیگر، آنها همه مصادیق او هستند یعنی جزئی از او دارند یعنی آن حقیقت کلی در این امر جزئی هست منتها آن حقیقت کلی، مفهوم نیست بلکه خودش هم یک موجود است که آن امر موجود نسبت به آن جزئیاتی که تحت او هستند جنبۀ سِعِی و عِلّی دارد و قوام این جزئیات به آن امر کلی و سِعِی است. کلی از نظر مفهومی منظور ما نیست بلکه از نقطه‌نظر جنبۀ سعی مورد نظر است.

  • اینها قائل به این هستند بنابراین این مُثل، مناط برای علم تفصیلی خدا هستند یعنی این مُثل واسطه هستند برای اینکه خداوند متعال نسبت به جزئیات علم تفصیلی داشته باشد. البته نه‌اینکه آن صور جزئیات در ذهن مرتسم شود بلکه اینها برای حضور آن جزئیات تفصیلی در ذات ربوبی واسطه هستند؛ این مُثل وسیله و واسطه هستند برای اینکه خداوند متعال بر جزئیات احاطۀ عِلّی داشته باشد.

  • این یک قول که البته این مُثل افلاطونیه از نقطه‌نظر سبق وجودی سابق بر این جزئیات هستند؛ اوّل آنها هستند و بعد جزئیات یکی‌یکی به‌واسطۀ آنها در عالم اعیان تحقق پیدا می‌کنند.

  • قول دیگر این است که علم خداوند متعال نسبت به اینها این‌طور نیست که سابق باشد و بعد اینها به‌واسطۀ مُثل افلاطونی تحقق پیدا کنند بلکه نفس این جزئیات و نفس این اعیان خارجی که ما الآن مشاهده می‌کنیم تمام اینها در ذات پروردگار حضور ازلی دارند، پس این در اینجا مقارنه است، به عبارت دیگر خداوند متعال در این علم، فاعل بالرّضا است چون در فاعل بالرّضا گفتیم که علم ذات به ذات خودش عین علم تفصیلی به آثار خودش و به لوازم ذات است. بنابراین علم ذات به ذات که جنبۀ ازلی دارد و جنبۀ زمانی ندارد همان علم ذات به ذات خودش عین علم ذات به آثار و به لوازم است یعنی دیگر جنبۀ ارتسامی و جنبۀ حال و جنبۀ حصولی در اینجا معنا ندارد که علم ذات به آثار خودش متوقف بر حصول آثار باشد، متوقف بر حصول این اعیان خارجی باشد که تا اینها پیدا نشوند آن پیدا نمی‌شود. و هم‌چنین در مقابلش قولِ مُثل افلاطونی است که مُثل افلاطونی آن علم ذات را بر جزئیات سابق می‌دانند. یعنی علم ذات به این مُثل، سابق است به علم ذات بر تفاصیل خارجیه که این‌هم خلاف است به‌خاطر اینکه ـ اشکالاتی که شده ـ جهل در ذات پیش می‌آید که منافات با کمالیت ذات دارد و ذات از هر حیث جنبۀ کمالی دارد. حالا اشکالات دیگری هم هست که متعرض نشدیم.