جلسه ۱۷۸
توضیحات:
70. غرر في ذكر الأقوال في العلم و وجه الضبط لها
جلسه ۱۷۸
5لذا میگویند: ولایت بر نفوس یعنی این؛ ولایت بر نفوس این نیست که شخص اینجا نشسته است بگوید که شما چه در نیّت دارید، نه این هنوز مغایرت است. اگر واقعاً یک ولیّ ولایت بر زوایای دل و خصوصیات سِرّ و ضمیر و هویدای شخص داشته باشد این نحوه ولایت را دارد همانطور که در خودش گرسنگی و سیری را وجدان میکند و نمیتوانیم بگوییم که دروغ میگوید. مثلاً من الآن گرسنهام یا صبحانه خوردهام سیر هستم، حالا شما صد دفعه بگویید که آقا دروغ میگویی بیخود میگویی، حالا من در خودم این احساس را میکنم یا الآن دلم درد میکند ـ منبابمثال میگویم ـ شما بگویید که نه آقا! خیالات است، بابا دارد درد میگیرد!
حقیقت اتحاد وجودی
به قول یکی از دوستان سابق قلبش درد میکرد پیش دکتری رفته بود، دکترش همینجا بود، میگفت که آقا اینجای من درد میگیرد، دکتر میگفت که خیال میکنی! درد اجازه نمیدهد شبها بخوابم، میگوید که خیال میکنی! حالا بگو از معدهات هست، بالأخره درد که هست تو بگو از قلب نیست، چون نمیفهمد لذا میگوید که خیال میکنی! بابا وقتی که درد هست دیگر خیال نیست، درست است؟! این قضیه هم همینطور است؛ قضیه این است که آن میآید و اتحاد وجودی پیدا میکند با آن شخصی که در مقابل است، وقتی که اتحاد وجودی پیدا کرد آنوقت میشود گفت که ﴿يَعۡزُبُ عَنۡهُ مِثۡقَالُ ذَرَّةٖ﴾؟! ﴿لَا يَعۡزُبُ عَنۡهُ مِثۡقَالُ ذَرَّةٖ﴾!1 دیگر هیچ زاویهای از زوایای وجودی مخفی نیست! پلکش را بههم بزند او میداند! این پلکش را بههم میزند آنجا کنتور میاندازد، او یک خیال میکند آنجا کنتور میاندازد، او یک نیّتی میکند آنجا کنتور میاندازد، ابداً! همانطور که اگر یکوقت از مخیّلۀ شخصی چیزی خطور کند نمیتواند این امر وجودی را از خودش دفع کند ـ اگر نسبت به ولیّ چنین مقایسهای کنیم میتوانیم بگوییم که ـ هر مسئلهای که میگذرد دیگر نمیتواند از مسئلۀ ولیّ دور باشد، این را اتحاد وجودی میگویند.
- . سوره سبا (34) آیه 3. معادشناسی، ج 6، ص 115:
«از خداوند پنهان نمىشود، به اندازه سنگينى يك ذرّه در آسمانها و نه در زمين.»
- . سوره سبا (34) آیه 3. معادشناسی، ج 6، ص 115:

