جلسه ۱۷۸
توضیحات:
70. غرر في ذكر الأقوال في العلم و وجه الضبط لها
جلسه ۱۷۸
8من مسائلی که علامۀ طباطبائی ـ رضوان تعالیٰ الله علیه ـ کشف میکرد را برهانی میکنم و بهصورت علمی میکنم.
حالا نهاینکه خودش ادراک کند بلکه چون میدید که خودش در کشفیاتش صادق است و کشفش کشف صحیح است، لذا این را بهعنوان یک اصل موضوعی میپذیرفت و روی آن شروع به کار کردن میکرد.
ارسطو هم همینطور بود. اینها افرادی نبودند که بدون اتصال این مسائل را ادراک کرده باشند البته اگر شما صرفنظر از این قضیه بخواهید مطلب را فقط به مطلب فلسفی محدود کنید، دوباره مسئله قابل برهان هست یعنی کاری به عرفان نداشته باشید، ولی هیچوقت اطلاع و علم حقیقی بهواسطۀ بینونیت برای انسان پیدا نمیشود مگر اینکه انسان بر آن زوایای حقیقی آن امر احاطه پیدا کند و آن احاطه همان اتحاد است که واقعاً متحد شود.
از اینجا بوده است که بوعلی هم همین درد را داشته است ولی این مطلب را قبول نکرد و جای تعجب است که چطور مطلب فرفوریوس را قبول نکرده است ولکن چنین مطلبی را گفته است که ما قادر بر اطلاع بر فصول اشیاء نیستیم بلکه فقط یک ممیزاتی را از اشیاء بهعنوان فصل درنظر میآوریم.1 این را از این جهت گفته است، جناب بوعلی هرچه هم فکر کنی هرچه هم میخواهی نابغه باش و هرچه هم میخواهی باش ولی وقتی که یک گوسفند در جلوی شما هست چطور از مافیالضمیر این میتوانی اطلاع پیدا کنی؟! چطور میتوانی از خصوصیت نفسانی این اطلاع پیدا کنی؟! نمیشود، او این قضیه را فهمیده است لذا گفته است که ما یک اطلاع بر اشتراکات و بقیۀ ممیزات و امثالذلک میکنیم و اسم اشتراکات را جنس میگذاریم و آن را اسمش را ... میگذاریم، این مطلب از این قرار است.
روایاتی هم در این زمینه داریم. البته روی این روایات تحقیق نشده است اما خوب است که نسبت به این مسائل تحقیق شود و تعریفهایی هم در این زمینه از بعضی از حکمای گذشته آمده است و وقتی که ما همین مسائل را نگاه میکنیم همان ما بعد الطبیعیه ارسطو یا مطالب افلاطون و سقراط و مکتب آنها، میبینیم که اینها حکمایی بودند که نمیشود بدون اتصال به این مطالب و به این مسائل رسیده باشند.
- . التعلیقات، ص ۳۴.

