جلسه ۱۷۹
توضیحات:
70. غرر في ذكر الأقوال في العلم و وجه الضبط لها
جلسه ۱۷۹
6پس این مسئلۀ اتحاد؛ این مسئلۀ اتحاد عاقل و معقول، عالِم و معلوم، در مرحلۀ ذات به این کیفیت است که هیچگونه تغایری دیگر بین ذات و مخلوقات وجود ندارد. این تغایر در عین اینکه فعلاً وجود دارد، از نقطهنظر اصل و حقیقت در واقع نیست؛ الآن در مظاهر تغایر است ولی در واقع هیچ تغایری وجود ندارد ولی خود سالک در آن مرحلۀ سیر به این قضیه میرسد و انجام میدهد. این علم اوّل میشود.
بعد صحبت در این است که دو نوع علم دیگر داریم؛ یکی اینکه علم در اتحاد عاقل و معقول نیست بلکه علم عبارت از عینیت اشیاء با ذات پروردگار در مرحلۀ اجمال است نه در مرحلۀ ذات، یعنی ذات در ذات خودش اجمالاً ادراک همۀ مخلوقات را حضوراً دارد و ادراک میکند اما علیٰ نحوِ تفصیل ندارد، علیٰ نحوِ تفصیل بعداً باید پیدا شود ولی فعلاً در مرحلۀ اجمال به این کیفیت است.
عیناً مثل اینکه شما یک مسائل اجمالی در ذهن دارید و بعد در مرحلۀ تفصیل یکییکی مسائل اجمالی را به ذهن میآورید، صندوقچهای دارید که در صندوقچه را باز میکنید و یکییکی آن البسه و اشیائی که در این صندوقچه هست را بیرون میآورید. ذات هم همینطور است؛ در مرحلۀ ذات حضور تفصیلی اشیاء نیست بلکه حضور اجمالی اشیاء است. این بندگان خدا که معتقد به حضور تفصیلی نشدهاند بهجهت این است که میگویند: حضور تفصیلی اشیاء نیاز به اختلاف ماهوی اشیاء دارد و اگر بین اشیاء و ذات یک اختلاف ماهوی باشد پس چگونه ممکن است در ذات خدای متعال که وجود واحد بسیطِ است و هیچگونه حدّ و حدودی ندارد، اینهمه اختلافات باشد مثلاً آتش باشد، برف هم باشد، کوه باشد، دریا هم باشد. نمیشود که اینگونه اختلافات و اینهمه تناقضات و اضداد و مقابلات در این ذات پروردگار وجود داشته باشد درحالیکه همینکه شما اعتراف میکنید بر اینکه آن ذات حدّی ندارد همه را داخل شکم ذات کردهاید منتها متوجه نیستید.

