جلسه ۱۷۹
توضیحات:
70. غرر في ذكر الأقوال في العلم و وجه الضبط لها
جلسه ۱۷۹
7قول سوم که قول متأخّرین است این میباشد که خداوند متعال به معلول اوّل علم تفصیلی دارد که همان عقل اوّل باشد و آن عقل اوّل، به تفاصیل خود علم تفصیلی دارد و آن نسبت به او ندارد و بعض است.
ایشان میفرمایند که دیگر بیش از این راجع به اقوال صحبت نمیکنیم و بحث را در همان قول مرضی میبریم که بحث آینده است. بهنظر میرسد که در دوتا قول دیگر خیلی بحث نکنیم و ببینیم خود مرحوم حاجی در اینجا چه میفرمایند، تااینکه بعد ببینیم آیا میتوانیم با مرحوم حاجی موافقت داشته باشیم یا تفاوتی داریم.
تلمیذ: جمال و محبت در عرفان است یا در فلسفه مطرح شده؟
لزوم داخل کردن مباحث عرفان نظری در فلسفه
استاد: نه، این در عرفان نظری است و در بحث فلسفه نیست اما گفتم که ما آن را داخل میکنیم. بهطورکلی تمام مباحث عرفان نظری باید داخل در مباحث برهانی فلسفی شود منتها باید یک راههایی برای این پیدا کرد چون از نقطهنظر تطابق عالم عقول با مشاهدات با عالم نفس و عالم باطن باید حتماً این دو با همدیگر قرین باشند.
تلمیذ: در حقیقت ضعف فلسفه است؟!
استاد: نه ضعف فلسفه بلکه ضعف افراد است، فلسفه چه گناهی کرده است؟! فلسفه سر جایش هست هر کسی میآید دوتا قانون اضافه میکند، دوتا برهان اضافه میکند، سهتا دهتا پنجتا تا به اینجا رسیده است و شما إنشاءالله بعداً تحقیق کنید...
تلمیذ: اهل شهود...؟
استاد: بله، نمیروند. آنهایی که هستند اهل شهود نیستند. آنهایی که میروند دیگر کاری به برهانی کردن و معقول کردن اینها ندارد.
و الثَّانی قَولُنا أو غیر بِأن کَانَ العلمُ عینَه فَهو مَعَ کونِهِ مُتَّحِداً بِالعالِمِ بِالمَعقولِ أیضاً مُتعلقٌ بِیَتَّحِدَ لا محسوس إذ العلمُ الإحساسیُّ مُنتَفٍ عَنه عَلی ما نُسِبَ إلی المَشّائِین إن یَتَّحِدَ.1
دوم یعنی غیر باشد یعنی آن علم متحد با ذات باشد، (متحد با ذات باشد ولی نه به دو) این علم عین آن ذات است پس این علم در عین اینکه متحد با عالم است با معقول هم متحد است؛ (متحد با معقول یعنی با همان شیء خارجی البته معقول به ذات نه بالعرض) این متحد به معقول است و متحد به حس نیست زیرا علم احساسی و علمی که از راه واسطه برای ذات پیدا شود از خداوند متعال منتفی است اینطور به مشائین نسبت داده شده است.
- . منظومه، ج 3، ص 580 و 581.

