اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

70. غرر في ذكر الأقوال في العلم و وجه الضبط لها

جلسه ۱۷۹

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرّحمن الرّحیم

  •  

  • یکی از اسرار وحدت وجود

  • بحث اتحاد علم خداوند تعالی به معلومات براساس اتحاد عاقل و معقول شد و عرض شد که هر معرفتی یک‌هم‌چنین مسئله‌ای را می‌طلبد یعنی معرفت حاصل نمی‌شود مگر اینکه از نقطه‌نظر معرفت و شناخت ماهوی آن هویت‌ها، بین دو هویت و بین دو ذات اتحاد به‌وجود بیاید و همین مطلب در مورد خداوند متعال هم وجود دارد، منتها در مورد خداوند متعال دیگر در آنجا مطلب و مسئله‌ای نیست و این یکی از اسرار وحدت وجود است؛ یکی از راه‌هایی که ما را به وحدت وجود می‌رساند همین است که تا بین دو وجود اتحاد نباشد چگونه معرفت حاصل می‌شود؟! اگر بین دو وجود بینونیت باشد معرفتی حاصل نمی‌شود درحالی‌که ما بالوجدان معرفت را مشاهده می‌کنیم و بالوجدان خصوصیات را می‌بینیم. این افرادی که در عالمِ محبت قوی می‌شوند قوی می‌شوند آن‌قدر که اصلاً بر همدیگر اطلاع پیدا می‌کنند و از خصوصیات هم خبر می‌دهند، این‌طور هست و گفته‌اند و خودمان هم مشاهده می‌کنیم، این چه ریشه‌ای دارد؟! این مسئلۀ محبت که رفع دوگانگی و تغییر و تبدل هست چه جهتی را می‌طلبد؟! گرچه در این چیزها بحث نشده یا اگر بحث شده، کم شده است ولی بالأخره مسئله‌‌ای است که می‌توانیم در فلسفه بیاوریم. این قضیه چه جهتی دارد که موجب می‌شود شخصان که بَینهما بُعدٌ بعید که اطلاع پیدا کنند و هر مسئله‌ای که برای این پیش می‌آید برای او هم باشد؟! چه جهت اشتراکی میان این دو وجود دارد؟! هر چیزی براساس یک حساب و مبنا است، همین‌طور که گتره و کشک نیست، چرا تابه‌حال این قضیه نبوده است و بعد پیدا شده است؟!

  • محبت و عشق اکسیر و عامل تجرد

  • اینها همه به‌جهت این است که محبت یک اکسیر و عامل تجرد است؛ اصلاً محبت و عشق یک عامل تجرد است و انسان را از اَنانیت بیرون می‌آورد، انسان را از خودیت بیرون می‌آورد، انسان را از هویٰ بیرون می‌آورد ولو مجازی باشد! شما نگاه کنید شخصی که واقعاً ثروت دنیا را داشته باشد، علم دنیا را داشته باشد، جمال دنیا را هم داشته باشد، هرچه که شما مایۀ افتخار و جنبۀ کثرت و جذب کثرتی در این دنیا بدانید داشته باشد بعد فرض کنید که این به شخصی محبت پیدا می‌کند علاقه پیدا می‌کند عشق پیدا می‌کند و دائماً زیاد می‌شود ولو مجازی، شما می‌بینید اصلاً در مقابل این، دیگر به مالش توجه نمی‌کند، به موقعیت و ریاستش توجه نمی‌کند، اگر این بگوید: همۀ اموالت را بده، برایش می‌دهد درحالی‌که اگر جای دیگری بخواهد بدهد برایش مشکل است. حتی اثر دیگری که دارد این است که این تأثیر می‌گذارد و حال او را نسبت به افراد دیگر تغییر می‌دهد یعنی این می‌آید و او را از این توجه به کثرت بیرون می‌آورد من‌باب‌مثال تابه‌حال بخشش برایش مشکل بود اما الآن دیگر نسبت به دیگران هم برای او آسان می‌شود. دیگر گذشت برای او راحت می‌شود. ایثار برای او راحت می‌شود.