جلسه ۱۸۱
توضیحات:
71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية
جلسه ۱۸۱
11سابق هم خدمتتان گفتم که حتی ماهیت هم برای وجود است. یعنی اصلاً ماهیتی وجود ندارد حتی صورت هم برای وجود است کمّ هم برای وجود است. همه چیز برای وجود است و اصلاً غیر از وجود چیز دیگری نیست تااینکه ما این را حساب کنیم و وجود و ماهیت را از هم جدا کنیم. هیچ چیز نیست. هم اصل شیء وجود است و هم تکیّف آن کیف برای وجود است و هم حدودش برای وجود است همهاش برای وجود است. لذا درعین اینکه این امور استقلال دارند و مستقل هستند ـ استقلال در قبال همدیگر ـ و ما برای هر شیء یک حسابی داریم درعینحال تمام اینها فانی در وجود هستند به این معنا که خود وجود خودش را به این شکل درآورده است. دیگر ما داریم دنبال چه میگردیم؟! این خودش است! مثلاً الآن دست من اینطور است آیا شما دنبال این میگردید که چه عاملی بوده و چطور شده که اینطور است؟! نه دیگر این خودش است، سراغ خودش بروید. فرض کنید که الآن به شکل پنجه است، دیگر میخواهید دنبال چه بگردید؟! اینکه چرا پنجه اینطوری شده و چه کسی پنجه را اینطور کرده است؟! ارادۀ من کرده است. اینهم همین است دیگر آن اراده آمده وجود را اینطور کرده است که حالا خود اراده هم جزء خودش است قدرت هم جزء خودش است همهاش جزء خودش میشود. آنجا که میرویم میشود اصلُالوجود، اصل وجود یعنی مقام ذات که تقدّم دارد؛ تقدّم عِلّی و رُتبی نه تقدّم اعتباری، اصلاً اعتباری نیست! الآن که زید به این شکل درآمده است مگر اعتباراً است؟! یعنی در واقع زید زشت است ما او را زیبا میبینیم؟! در واقع این شکر شور است ولی ما شیرین میبینیم؟! نه، واقعاً شیرین است به خدا به پیر و پیغمبر قسم این شکر شیرین است! این قرهقوروت ترش است! ما داریم این را میبینیم! آن را بخوری میمیری این بخوری خوب میشوی! این داروی فلان است! ولی در عین این تفاوت، خود همین خاصیت وجود است.

