جلسه ۱۸۱
توضیحات:
71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية
جلسه ۱۸۱
13استاد: نه اینهم جدا نیست، یعنی عین آن است و هیچ فرقی [نمیکند].
تلمیذ: عینیت دارد؟!
استاد: بله عینیت دارد.
تلمیذ: فرق داشته باشد؟!
استاد: نه، عینیت دارد اما نهاینکه این، خدا است؛ این با این حدود خدا نیست. جدای از خدا نیست یعنی اینهم داخل در آن وجود است این برای خودش کسی نیست اینهم همین وجود است ولی به این شکل درآمده است. این وجود آن، آن و آن همه را جمع کنید میشود خدا.
تلمیذ:.. ... هم نمیشود گفت این جزء وجود است؟
استاد: بله.
تلمیذ:. ... جزء وجود است؟
استاد: جزء به تکّه نه بلکه جزء بهعنوان فناء یعنی فنای این در آن حقیقت بسیط.
تلمیذ: آقا واقعاً بحثها را چندین بار تکرار فرمودید ولی مثل اینکه هرچه پیش میرویم باز مجهولتر میشود و مدام سؤال طرح میشود وقتی نوارها را پیاده کنیم میبینیم چند بار فرمودید!
استاد: خب با همین تکرار و اینها مدام روشن [میشود].
تلمیذ 1: نیاز دارد به اینکه آن ذکر آخر را شما بدهید دیگر با آن، سرّ حل شود!
تلمیذ 2: آقا بنابراین جهنم هم چیزی جزء وجود جهل نیست؟
جهل همان حقیقت جهنم
استاد: بله همین است؛ آنهایی که در جهنم هستند دارند دائماً از جهل خودشان میسوزند! اگر آنها به خدا عارف بشوند دیگر در جهنم نیستند.
تلمیذ: فرموده بودید که جلال مقدّمۀ جمال است و بدون ادراک جلال، اصلاً جمال قابل ادراک نیست و بدون اضافۀ جلال، جمال قابل ادراک نیست ... آیا میتوانیم بگوییم: آنهایی که در جهنم مثلاً مُعَذّب بودند وقتی به بهشت میرسند لذتشان بیشتر است؟!
استاد: نه، اینها حقیقت جوهریشان فرق کرده است آنهایی هم که به بهشت رسیدهاند جلالشان را قبلاً طیّ کردهاند.
عدم فرق بین این دنیا و آن دنیا
آن دنیا هیچ فرقی با این دنیا ندارد؛ هیچ تفاوتی ندارد؛ شما خیال میکنید آن دنیا یک آتش است و فلان است و این حرفها است؟! نه، هیچ فرقی نمیکند. آن دنیا سر سوزنی با این دنیا تفاوت ندارد، یعنی همین آثار و لوازم این دنیا است که انعکاسش در آن دنیا انجام میگیرد شما ببینید اگر شخصی این مقدار در نفس باشد آن دنیا هم بهاندازۀ این مقدار باید بسوزد حالا سوختن یک وقت زحمت است یک وقت گوشمالی است و وقتی که برزخ را طی میکند و به آنجا که میرسد دیگر نفس ندارد، البته نفس ندارد یعنی استکبار ندارد اما نه مراتب کمالیّۀ طولیه، آنها فقط مربوط به سیر و سلوک است. به عبارت دیگر همین انکشاف حقیقت که ﴿لِّمَنِ ٱلۡمُلۡكُ ٱلۡيَوۡمَ﴾1 این انکشاف منظور است چون ما قبول نمیکنیم اگر ما مُعترف به این انکشاف بودیم این خرابکاریها را نمیکردیم! اینکه اینقدر ما در این دنیا کثافتکاری میکنیم و در سر همدیگر میزنیم و برای همدیگر میزنیم بهخاطر این است که این قضیۀ ﴿لِّمَنِ ٱلۡمُلۡكُ ٱلۡيَوۡمَ﴾ برای ما هنوز جا نیفتاده است حالا صحبت در این است که برای هر کسی هر اندازه که جا بیفتد از این مسائل اعراض میکند. درست شد؟! حالا اگر جا نیفتاده باشد در آن دنیا میگویند: باید جا بیفتد آنقدر بهت فرومیکنیم تا جا بیفتد!
- . سوره غافر (40) آیه 16. معاد شناسى، ج 10، ص 387:
«امروز قدرت و سلطنت از آنِ كيست؟! (فقط و فقط از آن خداوند واحد قهّار است).»
- . سوره غافر (40) آیه 16. معاد شناسى، ج 10، ص 387:

