جلسه ۱۸۱
توضیحات:
71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية
جلسه ۱۸۱
14تلمیذ: حالا که فهمیدیم این کار را کردیم میشود نظرتان...
استاد: بله، بله این هست حالا عرض من این است که آن عرفا و اولیاء زحماتی که باید در آن دنیا بکشند پدرشان در اینجا درمیآید. آن سنگی که به پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در جنگ اُحد میخورد همین جلال است، آن درافتادن با ابوسفیان و خالی کردن سیرابی روی سر پیغمبر همین جلال است، آن سنگ زدن پیشانی و شکستن و به کوه فرار کردن و [محافظت حضرت] خدیجه علیهاالسّلام از ایشان و اینها همه مراتب [سیر پیغمبر است] در همۀ اینها پیغمبر دارد سیر میکند اما ما خیال میکنیم که مشرکین هستند ولی او خودش دنبال پیغمبر گذاشته است که در کوه و امثالذلک والاّ پیغمبر که اسیر یک عده الواط نمیشود! توجه میکنید؟! قضیه این است. تمام اینها از اذیت و غیره همه مراتب ... حالا اینها یک طرف آن سوختنهایی که باید بیاید و ببیند دخترش را اینطور میکنند و فلان میکنند و ... اینهایی که در آن زمان میبیند دارد اینها را سیر و تحمل میکند، برای او که آینده [معنا ندارد] او که خودش میگوید: مدام دارد در خودش کار میکند در اینجا دیگر خیلی چیز هست، قضیۀ اولیاء هم همین است؛ سوختن خیلی از اولیاء بهخاطر اطلاعشان بر ما یَقَع و مسائلی است که انجام میشود اینها همه در خودشان دائماً....
تلمیذ: میشود گفت که آن سوختن باطن بهجای جهنم در اینجا است؟!
استاد: همین، آن سوزندگی این الآن دارد انجام میدهد. لنگش را انداخته روی هم خدا برایش جبروت و لاهوت را بفرستد بابا پدرش درمیآید! این چیزهایی از آقا میدانیم که ای کاش میگوییم که هزاردفعه در جهنم بروند این مسائل چیزی نیست. ... لذا او مراتب جلالیّه را در همینجا خودش طی میکند و این نفس را بِهکُلّی ازدست میدهد و دیگر اصلاً نفسی ندارد اصلاً تحوّل جوهری در او پیدا میشود، منتها چون در اینجا خودش آمده این کار را انجام داده است ـ یعنی در واقع همه را او کرده است ـ جنبۀ طولی و جنبۀ سِعی پیدا میکند اما در عالم دیگر خواهینخواهی باید انجام بدهد دیگر با اعمال دیگر این را انجام میدهد لذا دیگر رشد ندارد. فقط همین حالت انکشاف این حقیقت یعنی تجرد فیالجمله [برای او است] نه بهعنوان سِعی، لذا افرادی که در بهشت هستند همه ﴿لِّمَنِ ٱلۡمُلۡكُ﴾ میگویند ولی هر کدام از اینها در یک مرتبهای دارد ﴿لِّمَنِ ٱلۡمُلۡكُ﴾ میگوید.

