اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية

جلسه ۱۸۲

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرّحمن الرّحیم

  •  

  • و لَمّا کان هُنا مَظنَّةُ سؤالٍ هو أنَّ هذا الوجودَ الخاصَ و الماهیةَ الخاصةَ و بِالجملةِ ذاتُ کلُ شَیءٍ المذکورةِ فِی النَّظم لَم یَکُنْ فِی الأزلِ فَکیفَ کانَ مَعلوماً و المعدومُ لا یُعلَم أجَبْنا بِأنَّه لَم تَکُ ذاتُ کلِّ شیءٍ بِالسَّلبِ البسیطِ فِی الأزلِ أي لم تَكن بِنَحو الكثرةِ في الأزل.1

  • در این بحث به‌طور اجمال عرض شد که در جنبۀ ظهور اشیاء در علم ربوبی همان اضافۀ اشراقیه عبارت از وجود اشیاء و ظهور اشیاء و حضور اشیاء است بنابراین علم ربوبی در اینجا با قدرت ربوبی یکی خواهد شد و عرض شد که آن فیض مقدّس اطلاقی و آن وجود مطلق به‌نحو وجود بسیط همه‌جا را گرفته است و همۀ اشیاء را در زیر پر خودش آورده است و ایشان می‌فرمایند که منظور این کلام امیرالمؤمنین علیه‌السّلام که فرمودند: «کَمال الإخلاص نَفی الصفاتِ عنه» صفاتی است که جنبۀ تقابل را می‌طلبد؛ مثلاً خالق مخلوقیتی را می‌طلبد، رازق مرزوقیتی را می‌طلبد، عالم معلومیتی را می‌طلبد و هَلُمَّ جَرَّا. اما در مورد ذات پروردگار که صفت، دیگر مقابلی ندارد بلکه عالمیت عین معلومیت است، رازقیت طرف مقابلی ندارد، خالقیت طرف مقابلی ندارد و تمام اینها به‌واسطۀ اضافۀ اشراقی متحقق هستند پس روی این حساب، دیگر ما صفات را باید از او نفی کنیم. به این معنا است.

  • عرض شد که اوّلاً کلام امیرالمؤمنین علیه‌السلام که می‌فرمایند: «کَمال الإخلاص نَفی الصفاتِ عنه»، هیچ ناظر به صفات متعارف خَلقی نیست و هیچ ناظر به این اوصافی که مردم نسبت می‌دهند نیست به‌جهت اینکه حضرت در مقام تبیین حقیقة الصفة است نه صفتی را که مردم نسبت می‌دهند آنها خیلی چیزها می‌خواهد نسبت دهند، مردم خود خدا را هم مثل خدای دیگر دارای عقل و شعور و دست و پا می‌دانند، حضرت که در این مقام نیست. حضرت که نمی‌خواهد آن اوصافی را که آن دوغ‌فروش و قصاب دارند با آن صفات و نعوت خدا را توصیف می‌کنند نفی کند بلکه اصلاً حضرت دارد حقیقة الصّفة را نفی می‌کند و می‌فرماید: در مقام ربوبی؛ در مقام هوهویّت دیگر صفت نیست آنجا فقط ذات است و بس. در مقام تنازل، صفت به‌وجود می‌آید و صفت در مرحلۀ بروز و ظهور است. در مرحلۀ هوهویّت که بروز و ظهور نیست پس صفت در آنجا چه‌کار می‌کند؟! درهرصورت ایشان این‌طور معنا فرمودند. البته این معنا هم در یک مرحله صحیح است که ما نمی‌توانیم صفاتی را که جنبۀ اضافی مقولیه دارند را به خداوند نسبت بدهیم بلکه صفات پروردگار به‌عنوان اضافۀ اشراقیه هستند یعنی اگر خالق است مخلوقش هم به توسط خالقیت است نه مخلوقِ جدای از خدا، اگر رازق است آن مرزوقش هم عین رازقیتِ او است نه جدای از رازق، اگر به عباد رحیم است آن مرحومش هم همان جنبۀ رحیمیت را دارد نه‌اینکه جدای از رحیمیت باشد.

    1. منظومه، ج 3، ص 593 و 594.