اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية

جلسه ۱۸۲

3
  • تلمیذ: در مرحلۀ ذات است یا در مرحلۀ خارج از ذات؟

  • استاد: بله در مرحلۀ ذات.

  • تلمیذ: حاجی در مرحلۀ ذات قائل به اضافۀ اشراقیه بود.

  • استاد: البته اضافۀ اشراقیه همه‌اش از مرحلۀ ذات است منتها دارای مراتب است یعنی اگر بخواهد یک اضافۀ اشراقیه بشود یک سلسلۀ مراتب دهری را باید طی کند؛ مقام مشیت و مقام اراده و بعد از مقام اراده هم در عقل اوّل بیاید و امثال‌ذلک. حالا آن عقل اوّل و اینها مراتب بعدی هستند ولی همان اراده و اینها که از اوصاف ذات هستند بالأخره در مقام مادون ذات هستند اما این‌طور نیست که از آن هوهویّت بلاواسطه اضافۀ اشراقیه بشود بلکه در آنجا هم آن سلسلۀ مراتب محفوظ است اما بحث ما در این است که سلسلۀ مراتب کثرت واقعی ایجاد می‌کند یا کثرت اعتباری؟! اگر کثرت واقعی ایجاد کند به‌نحوی‌که از خود آن وحدت جدا بشوند، لازمه‌اش ترکیب و امثال‌ذلک است، اگر کثرت اعتباری باشد و وحدت واقعی باشد این همان است که عرفا می‌گویند؛ وحدت یک وحدت است در ضمن کثرت، کثرت است در ضمن وحدت. این مطلب مرحوم حاجی و کلام امیرالمؤمنین علیه‌السّلام بود.

  • بعد ایشان در اینجا مطلبی را می‌فرمایند که بسیار مطلب عالی‌ای است ولی از آنجایی که این قضیه بر ایشان اشراق نشده و به حقیقت این قضیه کسی نمی‌تواند پی‌ببرد مگر آن کسی که واقعاً به او اشراق شود و به حقیقت وجود برسد، لذا در عباراتشان نوساناتی مشاهده می‌شود. مطلبی را که ایشان می‌فرمایند این است که ما ببینیم اصلاً می‌شود از معدوم مطلق خبر داد یا نه؟ وقتی که یک شیء معدوم است دیگر لا یَعلَمُهُ أحَد؛ معدوم است دیگر، پس اینکه یَعلَمُهُ أحَد دلیل بر این است که او معدوم نیست، وقتی که معدوم نشد پس حضور دارد. حالا حضورش به چه نحوی است؟! بعضی‌ها می‌فرمایند که این علم اجمالی که مقدّم بر اشیاء است در عین علم اجمالی، علم تفصیلی هم هست منتها به‌نحو أعلیٰ؛ یعنی لازم نیست همین ترکیب صوری که ما در عالم خارج از مرکبات و اینها می‌بینیم در آن عالم وجود داشته باشد بلکه یک صورت حقیقیۀ این که خالی از ترکیب است و واجد بساطتی است در آنجا وجود دارد که ما از آن تعبیر به اعیان ثابته می‌کنیم. هم در وجودش و هم در ماهیتش؛ در وجودش به‌نحو أعلیٰ و در ماهیتش هم به‌نحو اعیان ثابته. یعنی همین کتاب که الآن در جلوی من است و متشکل از صفحات، کاغذ، چرم و این خصوصیات است، یک وجودی دارد؛ این کتاب اَزَلاً بوده منتها نه به این شکل و با این وزن که دارید جلوی من می‌بینند بلکه یک حقیقتی از این کتاب به‌نحو أعلیٰ بوده که منافاتی با بساطت وجود نداشته است و این ترکیبی که ما در جنس و فصل و مادۀ این می‌بینم در آنجا نبوده است و به ‌عبارت دیگر وقتی که شما زید را در خواب می‌بینید که من‌باب‌مثال به شما چیزی می‌دهد ـ این زیدی که در خواب می‌بینید ـ واقعاً زید را می‌بینید نه‌اینکه وقتی که در خواب دارید می‌بینید، صورت زید را می‌بینید. یعنی شما وقتی در خواب دارید زید را می‌بینید آیا تا حالا با خودتان فکر کرده‌اید که این صورت زید است و خود زید نیست؟! هیچ‌وقت چنین فکری را نمی‌کنید چون همان حقیقت شیء الآن به همین صورت درآمده است. ما چنین فکری نمی‌کنیم. فرض کنید اگر شما شخصی را در خواب دیدید و تصور کنید این صورت او است دراین‌صورت دیگر با او جدی معامله نمی‌کنید، جدی حرف نمی‌زنید، جدی برخورد نمی‌کنید. من اگر ببینم که یک صورتی از شما هست ولی شما نیستید دیگر با شما کاری ندارم. اینکه واقعاً ما می‌رویم صحبت می‌کنیم و واقعاً اِخباری می‌دهد یک کاری می‌کند و ... دلیل بر این است که واقعیتی در پس این پرده هست درست شد؟! شما همین مطلب را در مورد همین ابدان و همین اشکال ظاهری بیاورید اینکه الآن در اینجا هست آیا فقط یک صورتی دارد یا این، همان حقیقت است که به این صورت درآمده است؟! آیا این یک اثری است از آثار آن حقیقت یا همان حقیقت است که به این مرحله بروز و ظهور پیدا کرده است؟! دو مطلب است. یک وقت عکس زید را به شما نشان می‌دهند، می‌گویید: رحمة‌الله‌علیه، چقدر مرد بزرگی بود ولی هیچ‌وقت با او حرف هم می‌زنید؟! حرف نمی‌زنید. یک وقت هم خود زید را جلوی شما می‌گذارند، با او صحبت می‌کنید. آیا تصوری که این آقایان از این اشیاء عالم خارج کرده‌اند به‌نحو اوّل است یا به‌نحو دوم است؟! اینکه می‌گویند: همۀ اشیاء در ازل بوده‌اند آیا این یعنی یک صورتی از آن است که در ازل بوده یا همان است؟! اگر یک حقیقتی بوده و این، عکسی از او است، پس این، او نیست. اگر همین او بوده است پس چرا می‌گویید که در ازل نبوده است. اشیاء خارج به چه ملاکی در ازل نبوده‌اند و اینکه به‌نحو أعلیٰ در اَزل همه چیز هست آیا این صورت خارج هم هست یا صورت خارج نیست؟! اگر صورت خارج نباشد بنابراین همین صورت خارج به این کیفیت، معدوم است و وقتی که معدوم شد مجهول می‌شود و همین دلیل و برهان دوباره روی این می‌آید. ما به هر مرتبه و به هر اثر و به هر لازمی از لوازم این قضیه که ملتزم بشویم این دلیل گریبان ما را می‌گیرد که شیء معدوم غیر معلوم است حالا هرچه می‌خواهد باشد.