جلسه ۱۸۲
4شما برفرض بگویید: این بهنحو أعلیٰ وجود داشته است، خب بهنحو أدنیٰ که وجود نداشته است پس علم به أدنیٰ وجود ندارد؛ دو، دوتا چهارتا! منبابمثال شما بگویید: در اَزل عین ثابتش بوده و خودش نبوده است، خب عین ثابتش بوده است آیا این صورت مرکبۀ خارجی هم بود یا نبود؟! اگر بود پس دنگ و فنگش دیگر چیست که در اَزل همه بهنحو اجمال بودیم! اگر اینطور است پس این معدوم میشود، وقتی که معدوم شد علم به معدوم هم محال است.
تلمیذ: اینطور نیست که چون صد آمد نود هم در او هست؟!
استاد: نود، داخل صد است.
تلمیذ: اعلیٰ است معنایش این است که أدنیٰ را دارد.
استاد: دارد یعنی چه؟! یعنی تمام مراحل وجود با جمیع آثار و جمیع لوازم را دارد، نهاینکه این را دارد اما یک آثاری الآن ندارد بعداً پیدا میکند آن دیگر معدوم میشود. شما الآن در منزلتان پول ندارید بلکه این پول منبابمثال در منزل کسی دیگر است، بالأخره الآن در جیب شما پول نیست گرچه بگویید که من یک میلیون هم در فلان صندوق دارم اما فعلاً در جیب شما نیست، بله، یک ساعت دیگر میآیند آن پول را به شما تحویل میدهند آنوقت این پول در جیب شما میرود و تازه شما بالفعل میشوید. الآن شما واجد هستید گرچه من بدانم که شما پول دارید، دانستن من دلیل نمیشود که شما واجدیت بالفعل داشته باشید.
این آثار و لوازمی که مربوط به عالم کثرت هست برای عالم کثرت است وقتی که برای عالم کثرت شد پس در اَزل نبوده است بهنحو أعلیٰ بوده است یا مثل آقایان مشائین بگویید: یک صورت مُرتسمهای بوده است، یااینکه بگویید: صور مرتسمه نبود بلکه وجودش بهنحو أعلیٰ بوده است. ما أعلیٰ و أدنیٰ سرمان نمیشود ما میگوییم که این خصوصیت و این کیفیت به این نحو یا بوده یا نبوده است؛ اگر نبوده است لازمهاش جهل پروردگار است و اگر بوده است بنابراین دیگر علم اجمال و تفصیل کجا رفت؟! دیگر آنجا مقام تفصیل است، تمام این علم اجمالی و امثالذلک همه پی کارش میرود.

