جلسه ۱۸۳
توضیحات:
71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية
جلسه ۱۸۳
5منبابمثال الآن در اینجا یک ضبط وجود دارد چون این ضبط وجود دارد شما به این نگاه میکنید و یک صورتی در ذهن شما میآید و میگویید: این صورت من حکایت میکند از این دستگاهی که در خارج است. پس این تقدّم زمانی بر آن صورت ذهنیه دارد. حالا کدام عین ثابتی هست که بیاید و از امر خارج حکایت کند؟! هنوز امر خارجی نیست که او بخواهد حکایت کند. پس این چیست؟! این چه نحوه حکایتی است؟! اینکه الآن از آن امر ثابت، حکایت میکند، آیا میشود از یک امر معدومی حکایت کرد؟! آیا میشود از چیزی که هنوز بهوجود نیامده است حکایت کرد؟! آیا میشود از چیزی که هنوز تحقق پیدا نکرده است حکایت کرد؟! نمیشود. وقتی که نشد، پس آن امر ثابت چهکاره است؟! آن مُثل افلاطونی در اینجا چه میکنند؟! آن امر ثابت چیست؟! آن اعیان ثابت چیست؟! آن اعیان ثابت همان وجود أعلیٰ و اشرفی هستند که جنبۀ عِلّی دارند بین خودشان و بالنسبه به این وجودات خاصۀ خارجیۀ زمانیه، آن جنبۀ علّی دارد. و از آنجایی که انفکاک بین علت و معلول محال است چون آنها جنبه [علّی] دارند بنابراین این وجودات خاصه را در خودشان مُندمج کردهاند و احاطۀ ولائی دارند همانطوریکه علت بر معلول خودش احاطۀ ولائی و علّی دارد.
بنابراین اینکه بگوییم: در یک زمانی در وعاء دهر عین ثابتی بود و ما نبودیم، پی کارش میرود. همیشه ما بودیم و همیشه ما هستیم و همیشه عین ثابت بوده و همیشه این اشیاء خارجی بودهاند. چرا؟! چون نمیشود آن وجود بهنحو أعلیٰ و اشرف از این وجود خاصه منفک باشد.
بله، در عالم زمان، از نقطهنظر ما یک صیرورت و حرکتی میخواهد تااینکه به او برسیم. اما خود این وجود خاصه به همین کیفیت تحقق داشته است یعنی الآن در این زمان، فردای ما هم هست، پسفردای ما هم هست، ما نمیتوانیم این را ادراک کنیم چون در ظرف زمان هستیم ولی اصل آن وجود دارد. فرض کنید الآن یک چیزی در فلان شهر باشد، رفتن ما به آن شهر و خیابانها را طی کردن و رفتن در آن منزل و آن چیز را از صندوق برداشتن، دخلی در وجود و عدم آن شیء نمیکند بلکه آن سر جایش هست. شما برای اینکه به او اطلاع پیدا کنید مجبور هستید این مسافت را طی کنید. اینها بهخاطر این است که ما در زمان هستیم و اگر ما از زمان بیرون بیاییم به او احاطه داریم و دیگر در آنجا فرقی نمیکند.

