جلسه ۱۸۵
توضیحات:
72. غرر في رد حجة المشائين على كون علمه تعالى بالارتسام
جلسه ۱۸۵
8وجود و ایجاد معنای حقیقی علم و قدرت
اگر اینطور باشد بنابراین دیگر علم و قدرت معنایشان را از دست میدهند بلکه به معنای علم حقیقی که وجود است و به معنای قدرت حقیقی که ایجاد است درمیآیند پس دیگر این اشکال ندارد و کلام امام رضا علیهالسّلام به همینگونه است که «لَهُ مَعنَى اَلرُّبُوبِيَّةِ إِذْ لاَ مَربُوبَ و حَقيقَةُ اَلإِلَهِيَّةِ إِذْ لاَ مأْلُوهَ و مَعنَى اَلعالِمِ و لاَ مَعلُومَ»1 ایشان به این معنا گرفتهاند.
عرض ما در اینجا به مرحوم حاجی این است که برفرض که شما علم را به این معنا بگیرید دوباره علم عبارت از انکشاف است که این انکشاف یا بهنحو ارتسام یا بهنحو حضور است؛ یعنی ما از این دو شیء، خارج نداریم؛ یا علم، علم حصولی است مثل [علم] ما میماند یا علم حضوری است، کدامیک از این دوتا قصد شما است؟! اگر علم حصولی باشد که قول مشائین میشود که یک شیء خارجی میخواهد. اگر علم حضوری باشد چه چیزی در ذات حاضر است که ذات عالم به خودش است؟! بهواسطۀ علم ذات به ذات، علم به لوازم ذات هم پیدا میشود، آن چیست؟! آن عبارت از حضور خود اشیاء است، آیا حضور خود اشیاء بنفسه است یا بصورته؟! بنفسه.
بنابراین دوباره شما در این صورت نمیتوانید که حضور اشیاء را در اینجا نفی بنمایید و بگویید که «عالِمٌ إذ لا مَعلُوم»2 یعنی خدا عالم است درحالیکه [معلومی نیست] در اینجا اشکال متوجه خود شما است، همین وجود مادی ما بنفسه در ازل بوده است، این است. همین وجود مادی ما به همین کیفیت در ازل وجود داشته است، این وجود برای ما الآن ظهور پیدا کرده است اما برای پروردگار همین وجود از ازل بوده است و خدا کاری انجام نداده است، نهاینکه چیزی نبوده است و او بود کرده است، اینها لوازم ذات او هستند که در ازل بودهاند و در اَبَد هم خواهند بود.
- . عیون أخبار الرضا عليهالسّلام, ج ۱, باب 11، خطبة الرضا عليه السّلام في التوحيد، ص ۱4۹.
- . الکافی، ج ۱، كتابُ التَّوحيد، بابُ جَوامِعِ التَّوحيد، ص ۱۳۹، ح 5.

