جلسه ۱۸۵
توضیحات:
72. غرر في رد حجة المشائين على كون علمه تعالى بالارتسام
جلسه ۱۸۵
9تلمیذ: «إذ لا مَعلُوم» یعنی برای ما معلوم نیست؟
استاد: بله برای ما معلوم نیست، برای ما معلوم نیست برای او که [معلوم] بوده است، برای او همیشه معلوم بوده است، لازمۀ ذاتش است، نمیشود معلوم نباشد. لا مربوب یعنی مربوبی نبوده است یعنی به این کیفیت یعنی به این وضعی که الآن شما میبینید و به این وضعی که الآن برای ما منکشف شده است، به این جهت مادی که الآن هست، به این کیفیت [نبود].
تلمیذ: یعنی اثباتاً نبوده است و ثبوتاً بوده است؟
استاد: ثبوتاً بوده است و در مقطع خاص زمان نبوده است، در ازل بوده است، الآن مربوبی در اینجا هست آیا ده سال پیش شما در این زمان بودید؟! نبودید ولی در ازل همین بوده است یعنی وقتی که در آنجا شما زمان را برمیدارید دیگر همیشه وجود داشته است بنابراین مألوه1 و معلوم و مربوب مربوط به طیّ زمان است که نبوده است، چون برای ما نیست میگوییم که پس در آنجا نبوده است، حضرت میگوید که برای ما این قضیه ناشناخته است مثل اینکه «کَان الله و لَم یَکن مَعَه شَیءٌ و ألآنَ کَما کَان؛2 الآن هم همینطور است»، اشاره به همین جهت است.
بعضیها که میخواهند به این روایت اشکال کنند میگویند که این تکّه اضافۀ «وَ ألآنَ كَمَا كَانَ» در بعضی از روایات نیست بنابراین...، درصورتیکه اگر طبق قواعد هم بخواهیم بگوییم، اصل عدم زیاده است و این «وَ ألآنَ كَمَا كَانَ» یعنی همین؛ یعنی فرقی از نظر ثبوتی برای خدا نداشته است، از نظر اثباتی ما احساس میکنیم زید در صد سال پیش نبوده است الآن هست عمرو نبوده است الآن هست، حوادث یکی پس از دیگری هستند، این تکرّر و گذران حوادث دلیل بر این نیست که اینها نبودند و یکی پس از دیگری پیدا شدهاند و این انکشاف برای آنها است.
و همینطور مرحوم حاجی ـ در بحث جلسۀ بعد میگوییم ـ وقتی که علم خداوند را به مراتبی میگیرد در اینجا نکتهای که هست این است که این مراتب علم به معنای انکشاف یک مرتبه پس از مرتبۀ دیگر نیست که نبوده است بلکه ممکن است انسان در عین واحد ـ حالا انسان نه، خدا را میگوییم، انسان هم همینطور ـ به چند مرتبه انکشاف داشته باشد. بنده الآن در آنِ واحد که شما را میبینم اشکالی ندارد که باطن شما را هم ببینم یعنی داخل شکمتان را هم ببینم ـ حالا باطن را به معنای شکم و دل و روده گرفتیم ـ در آنِ واحد که علم به شما دارم علم به دل و رودهتان هم دارم، علم به ذهن شما هم دارم که الآن داخل ذهن شما چه میگذرد، چه فکری میکنید، چه صوری در ذهن شما میگذرد؛ آقا فکر خانهاش است، آقا فکر زن و بچهاش است، آقا فکر فامیل کذایش است، یکییکی اینها میگذارد، یکخرده دیگر میگذرد از آن مطالب منطویه که در ذهن هست و خود شما الآن از آن مسائل اطلاع ندارید ممکن است اطلاع پیدا کنم، اینها مراتب علمی است که برای انسان ممکن است در آنِ واحد پیدا شود، نهاینکه یک مرتبه بر تَکَوُّنِ در مرتبۀ دیگر متوقف است. به این معنا نیست.
- . لغتنامه دهخدا: معبود و پرستیده شده و مسجود.
- . جامع الأسرار، ج 1، ص 56.

