جلسه ۱۸۵
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
غُررٌ في رَدِ حُجةِ المَشَّائين عَلى كون عِلمِه تَعالىٰ بِالاِرتِسام.1
وَ قُولُهُم عِلمُهُ الأشيا فِي الأزَل *** إمـا بِالارتِسام فِي الذات حَصَل فَهُوَ وَ إلاّ الخَلقُ كَانَ أزلي *** أو مَیزُه وَ عِلمُهُ لَم يَحصِل أو يَثبُتُ المَعدوم أو يَـكُن مُثُل *** أو غَيرُهُ وَ امتَنَعَ التَّالي لِكُل بِمِثلِ قُدرَةٍ وَ غَيرِها انتَقَض *** وَ الحَلُ أنْ لَم يُعَن مَعناها العَرَض إذ يَكشِفُ الأشياء مَرَّاتٍ لَهُ *** فَذا مَراتِبٍ يُبانُ عِلمُه عِنايةٌ وَ قَلَمٌ لُوحٌ قَضا *** وَ قَدرٌ سَجل كُون يُرتَضـى این بحث کلام مشائین بر علم خداوند متعال بحثی است که خیلی مطلبی ندارد فقط گیر قضیهاش در این است که اینها آن معنای علم و قدرت را به معنای عَرَضی میگیرند، وقتی که به معنای عَرَضی میگیرند طبعاً جنبۀ اضافی پیدا میکند، علم یک معلومی را میطلبد و قدرت هم یک مقدوری را میطلبد درحالیکه در پروردگار متعال علم و قدرت جنبۀ عَرَضی ندارد بلکه یک جنبۀ ذاتی دارد و آن جنبۀ ذاتی پروردگار همان چیزی است که مقدور و معلوم خارجی را لازم نگرفته است.
این بیان مرحوم حاجی که در جواب این آقایان میدهند ـ البته جواب حلّی است ـ مسئلهای را اقتضاء میکند که در آن بحث شود و آن مسئله این است که این بندگان خدایی که اینطور بحث کردهاند تقصیر ندارند بهجهت اینکه درست است که در خداوند متعال جنبۀ علم اقتضای معلوم خارجی را نمیکند یا قدرت اقتضای مقدور خارجی را نمیکند به این مبنایی که ما تصور کنیم که یک شیء خارجی وجود داشته باشد و بهواسطۀ وجود ذهنیِ آن شیء خارجی، یک صورت ذهنیه در عالِم پیدا شود، به این معنا نیست، این کمالی است که برای انسان بهواسطۀ وجود صورت ذهنی پیدا میشود اما در خداوند متعال کمالی سوای خودش وجود ندارد بلکه کمال از وجود او تراوش میکند، آنوقت چطور ممکن است که این جنبۀ علم، جنبۀ استعداد و قوه باشد و بهواسطۀ آن وجود خارجی به فعل برسد؟! این کمال میشود و این در خداوند متعال محال است. در خداوند متعال جهت نقصانی نیست تا بهواسطۀ ارتسام این صورت خارجی آن جهت نقصان برطرف شود. در ما جهت نقصان است ما اطلاع به اشیاء خارج نداریم، برای اطلاع به اشیاء خارج، وجود خارجی آن اشیاء لازم است تازه بعد از وجود خارجی اشیاء باید اضافه بین ما و اشیاء برقرار شود. بله، زید هست اما تا اضافه بین من و او برقرار نشود من اطلاع پیدا نمیکنم. پس یکی وجود خارجی خود شیء است دوم اضافه و ارتباط بین من و تعلق بین من و آن عین خارجی است، آنوقت من بهواسطۀ آن اطلاع، رفع جهلی از جهلها و رفع نقصی از نواقص خودم را میکنم اما در خداوند متعال که اینطور نیست.
- . منظومه، ج 3، ص 603.

