جلسه ۱۸۶
توضیحات:
73. غرر في مراتب علمه تعالى
جلسه ۱۸۶
11تلمیذ: آنوقت دوتا و سهتایش که دیگر مسئلهای ندارد؟!
استاد: نه آن اصلاً به این ربطی ندارد.
تلمیذ: چون جمعیتش بیشتر میشود! (مزاح)
استاد: بله جمعیت بیشتر میشود!
غُررٌ فی رَدِّ حُجَةِ المَشّائِین علی کونِ عِلمِهِ تَعالیٰ بِالاِرتِسامِ.
و َقُولُهُم عِلمُهُ الأشيا ـ مَفعول عِلمِه ـ فِي الأزلِ لا يَخلوا إمَّا بِأنَّ لا شِيئيةَ لَها ماهيةً و وجوداً و إمَّا بِأنَّ لَها شيئيةَ ماهيةٍ فَقط و إمَّا بِأنَّ لَها شيئيةَ وجودٍ أيضاً.1
«اینهایی که میگویند علم پروردگار در ازل است قول اینها خالی نیست» خبر «قولُهُم»، «بمثل» است که در پایین صفحه آمده است؛ قول اینها به مثل قدرت و غیر قدرت نقض میشود، حالا راجع به قول اینها تفصیل میدهد که کدام یک از این شش نحو را اینها قصد کردهاند. یااینکه منظور اینها این است که اصلاً شیئیتی برای این اشیاء نیست نه ماهیت و نه وجود. پس علم خدا به چه تعلق گرفته است؟! چیزی که اصلاً ماهیت و وجود ندارد، صورتش چگونه مرتسم میشود؟! «یااینکه اینها شیئیت دارند ولی شیئیتشان وجود نیست و ماهیت است یااینکه آنها [علاوه بر ماهیت] وجود هم دارند» یعنی اشیاء از ازل بودند و وجود هم داشتند.
و الوجودُ إمَّا ذِهنيٌ و إمَّا عِينيٌ وَ الذِّهنيُ إمَّا بِنَحوِ الاِرتسام وَ إمَّا بِنَحوِ الاِتحاد. وَ العينيُ إمَّا وُجودٌ تَجرديٌّ و إمَّا وُجودٌ ماديٌّ وَ الكُل بَاطلٌ سوى واحدٌ مِنها.2
«حالا این وجود یا ذهنی است یا عینی است»، نمیشود که عینی باشد چون یعنی ـ بنا بر مطلب آقایان ـ ما در ازل بودیم! پس باید ذهنی باشد «و ذهنی یا نقش بسته است یا بهنحو اتحاد است» و ارتسام نیست یعنی آن وجود علمی و وجود ذهنی با وجود ذات متحد است. «حالا این وجود عینی یا وجود تجردی است» که همان مُثُل افلاطونی است یعنی ما در ازل بودیم اما نه به این وجودِ گوشت و استخوان بلکه به یک وجود مجرد بودیم که حقیقت ما را تشکیل میدهد و آن کلی است. «یا وجود مادی بوده است و تمام اینها باطلاند فقط یکی از اینها درست است»، حالا آنچه که درست است ایشان میگوید که همان بهنحو وجود تجردی است که همان جنبۀ مُثُل داشته باشد. البته مشائین این را قبول ندارند اما ایشان اثبات میکنند.
- . منظومه، ج 3، ص 604.
- . منظومه، ج 3، ص 604 و 605.

