جلسه ۱۸۶
توضیحات:
73. غرر في مراتب علمه تعالى
جلسه ۱۸۶
13و العلمُ مضافٌ إلَى المَفعولِ و الضَّميرُ عَائِدٌ إلَى الخَلقِ و أفرادِهُ مُراعاةً لِلَفظِ الخَلق.1
علم اضافۀ به مفعول شده است و ضمیر به خلق و افرادش برمیگردد (علم به آن خلق حاصل نمیشود، حالا چرا ما «علمُه» گفتیم؟) این مراعات لفظ خلق است.
خلق گرچه معنای جمعی دارد اما لفظی است.
و إلَى الثاني بِقُولِنا أو يَثبُتُ المَعدوم.2
به دومی (که ماهیتش باشد) اشاره کردیم یااینکه معدوم ثابت شود.
درحالیکه ما گفتیم: واسطۀ بین وجود و عدم ـ که تقرّر باشد ـ نداریم یعنی چیزی ماهیتش باشد و وجودش نباشد که این ثبوت معدوم است.
و إلَى الخامِس بِقُولِنا أو يَكُن ـ تَامَةٌ ـ مُثُل أفلاطونية.3
به پنجمی اشاره کردیم که «یکن» تامّه بگیریم یااینکه مثالهای افلاطونیه است (که این را آقایان خودشان قبول ندارند).
وَ إلى الرَّابِعِ بِقُولِنا أو غَيرِه كَاتِّحادِ العَاقِلِ وَ المَعقولِِ وَ امتَنَعَ التَّالي لِكُلِّ مِن هِذِه الشَرطيّات بِمِثلِ خَبَرٌ لِقُولِنا قَولُهُم قُدرَةٍ وَ غَيرِها كَالإرادةِ انتَقَضَ لِأنَّ القُدرَةَ أيضاً أزَليةٌ تَقتَضي مَقدوراً حَتى القُدرةِ عَلَى المُكَوَناتِ لِأنَّها أيضاً أزليةٌ تَقتَضي المُكَوِّن فَيَلزَم أزليتهُ وَ الصُّورةُ هُنا لا تَكفي لِأنَّ وُجودَهُ العيني أيضاً مَقدورٌ.4
«و اشاره به چهارم کردیم که میگوییم: یا غیر از این پیدا میشود مثل اتحاد عاقل و معقول» که این آقایان در اینجا هم این اتحاد عاقل و معقول را قبول ندارند. «تمام این تالیها برای هر کدام از این شرطیات ممتنع است.» این باطل است چون تمام این آقایان که این مطالب را میگویند این را قبول ندارند، خودشان معتقد به این نیستند چون مُثُل افلاطونیه را قبول ندارند، ثبوت معدوم را قبول ندارند، اتحاد عاقل و معقول را قبول ندارند؛ هیچکدام از اینها نمیتوانند این را معتقد باشند. «”بمثل“ خبر برای ”قولهم“ است. به مثل قدرت و غیر قدرت مثل ارادت نقض میشود چون قدرت هم ازلی است.» حالا شما راجع به قدرت چه میگویید؟! «این قدرت اقتضای مقدوری را میکند حتی قدرت بر مکوّناتی که ابداعیات هستند و اینها جنبۀ مادی ندارند اینهم بالأخره یک مقدوری را میخواهد.»
- . منظومه، ج 3، ص 605.
- . همان.
- . همان.
- . منظومه، ج 3، ص 605.

