جلسه ۱۸۶
توضیحات:
73. غرر في مراتب علمه تعالى
جلسه ۱۸۶
15أ ما سَمِعتَ مِنا أنَّ العِلمَ الفِعلي وَ هُوَ الإضافَةُ الإشراقيةُ لا يَستَدعي مُتِعَلَّقاً فَما ظَنُّكَ بِالذّاتي و الإيجادِ الحَقيقي لا المَصدري هُوَ الوُجودُ المُنبَسِط الَذي هُوَ تِلكَ الإضافَةُ الغَيرِ المُستدعيةٌ لِلمُتِعَلَّق. و في أحاديثِ الأئمةِ المَعصومين ما يُؤَيِّدُهُ كَقولِ الرِضا علیهالسّلام: لَهُ مَعنىَ الرُّبوبِيَّةِ إذ لا مَربُوبَ وَ حقيقةُ الإلهيةِ إذ لا مألوه وَ معنى العالم و لا معلومَ الحديثَ.1
«آیا از ما نشنیدهای که علم فعلی که اضافۀ اشراقیه است استدعای متعلق نمیکند» بلکه خودِ آن علم فعلی ایجاد متعلَّق میکند؟! حالا سراغ علم ذاتی و ایجاد حقیقی برویم؛ «[پس چگونه است ظن تو به علم ذاتی و] ایجاد حقیقی که حقیقت وجود است که وجود منبسط است، نه مصدری که به معنای انتساب به یک خارج باشد، آن وجود منبسطی که اضافهای است که استدعای متعلق را نمیکند و آنچه که در احادیث ائمه معصومین علیهمالسّلام هست این را تأیید میکند. همانند کلام امام رضا علیهالسّلام که خداوند متعال معنای ربوبیت دارد درحالیکه مربوبی نبود، حقیقت الهیتی را دارد در وقتی که مألوهی نبود و معنای عالمی دارد در وقتی که معلومی نبود» یعنی همان علم ذات به ذات اقتضای علم متعلقات را میکند گرچه در نشئۀ ماده هنوز اینها وجود پیدا نکردهاند.
غُررٌ في مَراتِبِ عِلمِه تَعالىٰ.2
إذ ـ توقيتيٌ ـ يُكشَفُ الأشياء وَ لَمّا كانَ كَلمَةُ إذْ لِلماضي فَالفِعلُ ماضٍ مَعنىً أدِّيَ بِصيغَةِ المُضارع لِتَصويرِ ما مَضى فِي الحالِ.
«در زمانی ـ إذ توقیتیه است ـ که اشیاء کشف شدند، کلمۀ «إذ» برای ماضی است. پس فعل ماضی است و به صیغۀ مضارع ادا شده شده تااینکه مامضی در حال معنا شود.
كَما في قُولِه كَما يُجزى سِنِمّارُ عَلى أنَّ الفِعلَ في نَظائرِ المَقام مُنسَلِخٌ عَنِ الزَّمان مَرّات لَه تعالى إذ لِلأشياءِ أكوانٌ سابِقَةٌ و الوجوداتُ المُتَرَتِبَةُ الطُوليَّة كَمَرائِي يَتَكَرَّرُ فيها نُقوشُ العالَم بِأجمَعِها مَرَّةً بَعدَ أولىٰ وَ كَرَّةً بَعدَ أخرىٰ.3
شعری در مطوّل دارد:
- . منظومه، ج 3، ص 605 و 606.
- . منظومه، ج 3، ص 608.
- . منظومه، ج 3، ص 608.

