جلسه ۱۸۷
توضیحات:
74. غرر في القدرة
جلسه ۱۸۷
11و صُورٍ قَامَت بِه أيْ بِالقَلَمِ قيامُ صُدورٍ بِلا وَاسطةٍ أو بِواسطةِ قَضاء حَتمٍ أيْ قَضاء حَتمي لا يُرَدُّ وَ لا يُبَدَّل.1
«صوری که قائم به قلم هستند این قیام، قیام صدوری باشد حالا یا بلاواسطه قائم هستند یا با واسطه، به اینها قضا حتم میگویند»؛ با واسطه یعنی خود اینهم واسطه خورده است مثل اینکه عقل دیگری در کار است یا نه بلاواسطه خورده است. «این عقول قابل تغییر و تبدیل نیستند»؛ اینطور نیستند که همه از ازل پابرجا بودند و هستند. چون جریاناتی که در عالم کون اتفاق میافتد قابل تبدیل و تغییر است مثلاً یک قضیهای میخواهد اتفاق بیفتد شما یک کار انجام میدهید جلوی آن گرفته میشود و قضا به یک شکل دیگر برمیگردد؛ میخواهد موت اتفاق بیفتد شما صدقه میدهید آن صدقه موت را برمیگرداند. اینها در آن عالم عقول میروند و آنجا با همدیگر دعوایشان میشود؛ این میخواهد حکم خودش را جاری کند آن عقل هم میخواهد حکم خودش را جاری کند یکدفعه میبینید این مسئله آن بالا رفت و این جهت بر آن جهت غلبه پیدا کرد و عمر این ده سال دیگر مثلاً اضافه شد! دیگر آنجا عوالمی است! تضاربی که در آنجا هست، تصادمی که در آنجا هست، بده و بستانهایی که در آنجا هست یعنی آدم دیوانه میشود که چطور این مسائل اتفاق میافتد! یک دعای مؤمن، یک صدقه، یک عیادت مرضیٰ و یک کار نیک چطور [موت را] عقب میاندازد و برکت میآورد! همینطور یکدفعه یک کار بد منبابمثال ناراحت کردن پدر و مادر یا شخص دیگر کار را خراب میکند. اینطرف بالا میرود و آنطرف پایین میآید همۀ این اعمال با همدیگر بالا میروند، آنوقت آن عقول با همدیگر شروع میکنند بهدست به یقه شدن و کشمکش کردن تااینکه کدامیک بر دیگری غلبه پیدا کند و مثل کفۀ ترازو بچربد و آن حکم در اینجا نافض و امضاء بشود! آنوقت خودِ آنها قضای حتمی هستند اما این صور جزئیه قضای چیز هستند یعنی قابل [تغییر] هستند لذا به آن لوح محفوظ میگویند و به این لوح محو و اثبات میگویند.
- . منظومه، ج 3، ص 611.

