جلسه ۱۸۷
توضیحات:
74. غرر في القدرة
جلسه ۱۸۷
9استاد: بله.
تلمیذ: ... بین اینها دنبال رابطۀ مادی هست؟
استاد: ببینید اینها باهم منافات ندارند، هیچ باهم ربطی ندارد. مگر شما شفایی که یک مریض بهواسطۀ دارو بهدست میآورد را از غیر از خدا میدانید؟! درعینحال فرض کنید که این امر مادی میآید موجب این میشود. شفا بهدست خدا است کار بهدست خدا است فعل و انفعال بهدست خدا است؛ او بخواهد این دارو مؤثّر است او نخواهد هزار هم از این داروها به او بدهند یک قرص که سهل است اگر فرض کنید یک بشکۀ کپسول به او بدهند، یک ساعت دوام نمیآورد. آن دیگر بهدست خدا است که ملکوت چه اقتضاء کرده است؛ آیا ملکوت اقتضای بهبود او را کرده است یااینکه اقتضا نکرده است؟! شخصی سرطان میگیرد و بعد از دو روز میمیرد یکی هم سرطان میگیرد دوازده سال، پانزده سال زنده است. این قَدَر بر این است که این تا چه حدی برایش تعیین شده است ولی آن میگوید که همه چیز بهدست خودم است؛ من همین را با همین حال نگه میدارم، من همین را در حال صحت و سلامت فوراً میکُشم و ازبین میبرم! این هیچ منافاتی ندارد و این قاعدۀ «أبَى اللَّهُ أن يَجرىَ الأمور بأسبابِها»1 باز به همین قضیه برمیگردد.
عدم کارسازی اسباب بدون اذن مسبب الأسباب
الآن این بقاء و حیات شما بهواسطۀ این غذاهایی است که میخورید درعینحال تمام این چیزها همه به اراده و مشیّت او کارساز است؛ کارسازی به ارادۀ او است و اگر نباشد کارساز نیست. شما فرض کنید بهجای یک مقدار غذا اگر سه کیلو هویج بخورید ممکن است کارساز نباشد اما درعینحال ممکن است از یک نوع سبزی مثل یک ترُبی که آقای حداد ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ میخورد تا شب هم همه کار انجام بدهید [مثل او] که آهنگری میکرد و چهکار و ...
آن دیگر بسته به این است که چه نحوه بخواهد کار انجام بدهد. هیچ منافاتی بینشان نیست.
- . الکافي، ج ۱، كِتابُ الحُجَّة، بابُ مَعرفةِ اَلإمامِ و الرَّدِّ إِليه، ص۱۸۳، ح 7:
«عَن رِبعىِّ بنِ عَبدِاللَّهِ عَن أبى عَبدِاللَّهِ عليه السّلام أنَّهُ قالَ: أبَى اللَّهُ أن يجرىَ الأشياءَ إلّا بِأسبابٍ فَجَعَلَ لِكُلِّ شَىءٍ سَبَبًا وَ جَعَلَ لِكُلِّ سَبَبٍ شَرحًا وَ جَعَلَ لِكُلِّ شَرحٍ عِلمًا وَ جَعَلَ لِكُلِّ عِلمٍ بابًا ناطِقًا عَرَفَهُ مَن عَرَفَهُ وَ جَهِلَهُ مَن جَهِلَهُ ذاكَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله وَ نَحنُ». ترجمه:
«خداوند إبا دارد كه اشياء را جارى كند جز به وسيله اسباب. به همين دليل برای هر شیئی سببی قرار داده است و براى هر سببى، شرحى قرار داده است و براى هر شرحى، علمى قرار داده است و براى هر علمى، (دروازه) ناطقى قرار داده است. هر كسى كه آن را بشناسد كه شناخته و هر كسى كه بدان جاهل باشد كه جاهل است. آن باب (و دروازه)، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلّم و ما ائمه معصومين است.»
- . الکافي، ج ۱، كِتابُ الحُجَّة، بابُ مَعرفةِ اَلإمامِ و الرَّدِّ إِليه، ص۱۸۳، ح 7:

