جلسه ۱۸۸
توضیحات:
75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شيء خلافا للثنوية و المعتزلة
جلسه ۱۸۸
11لکن شعور بالفعل واجب است (یعنی به فعلیت فعل تعلقش میگیرد) لازمۀ آن شعور هم مشیّت است که مشیّت داشته باشد که معتبر است به قول ما که قبلاً گفتیم:
برای قدرت قوۀ فعلیه را درنظر بگیر و نسبت بده.
اگر این قوه، مقارن با علم و مشیّت بود شما بگو که این قدرت در اینجا وجود دارد.
پس خداوند متعال موجِب ـ به کسر جیم ـ است فاعلی است که فعل و قدرت و اختیارش واجب میشود.
و هذا عَلى مَذهبِ الحَكيم حَيثُ يَقولُ الشَّيء ما لَم يَجِب لَم يُوجَد و ليسَ موجَباً ـ بفتح الجيم ـ أي فاعلاً يَجِبُ فعلُه لا بِقدرتِهِ و اختيارِه. كَالمُضطرِ تعريضٌ إلى مَن نسبَ إلى الحكماء إطلاقَهُم الموجب عليه تعالى بِهذَا المعنى بِأنَّه حرَّفَ الكلمةَ عن موضِعِها فإنَّهم أطلَقوا الموجِبَ ـ بِالْكَسر ـ و قَد حرَّفَ إلى الفتحِ.1
«[این بر مذهب حکیم بوده که میگوید:] مادامی که شیء وجوب پیدا نکند وجود پیدا نمیکند ولکن نگو که خداوند متعال موجَب ـ به فتح جیم ـ است یعنی فاعلی است که فعلش واجب است اما نه به قدرت و اختیارش مانند افراد مضطر و مجبور و امثالذلک. [اين عبارت تعريض و كنايه است به كساني كه به حكماء نسبت دادهاند كه ايشان بر خداوند اطلاق «موجب» به همين معنایى كه ذكر شد مىنمايند] حکما موجِب گفتهاند یا گفته است که منظور حکما موجَب است، این آقا موجِب را موجَب فرض کرده است و به فتح برگردانده است.
میگویند که خداوند متعال در کار خودش مضطر است و اینکه حکماء قدیم زمانی گفتهاند گفته است که پس خداوند متعال موجَب است و هر وقتی که بوده است این افعال هم با او بودهاند پس او در ایجاد آن افعال مضطر بوده است نهاینکه مختار بوده است والاّ اگر مختار بود پس ما باید حدوث زمانی داشته باشیم. میگوییم که حدوث زمانی و قدیم زمانی به مشیّت خدا کاری ندارد، این فعل او است که از روی مشیّت واقع شود لذا این فعل از روی مشیّت همیشه بوده است و کسی هم او را مجبور نکرده است.
- . منظومه، ج 3، ص 616.

