جلسه ۱۸۹
توضیحات:
75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شيء خلافا للثنوية و المعتزلة
جلسه ۱۸۹
15چرا میگویند: دائماً روپوشی کن، چرا اینقدر در روایات داریم حمل به صحت کن؟! چرا داریم هفتاد [وجه حمل کند و اگر اینگونه نباشد] در ایمانش نقص است این برای چه است؟1 اینها بهخاطر این است که وقتی دائماً روپوشی کنی کمکم، کمکم یکدفعه اوضاع برمیگردد به اینکه اصلاً:
پیرِ ما گفت خطا بر قلم صُنع نرفت *** آفرین بر نظرِ پاکِ خطاپوشش باد2 یکدفعه نفس شما برگشته و اصلاً خطاپوش شده است! این است دیگر یعنی این نفس تغییر هویتی پیدا میکند و هویتش عوض میشود؛ سابق نفسِ بدبین بود حالا خوشبین شده است، دیگر خوشبین است و نمیشود با او کاری کرد. سابق نفسی بود که همیشه به مردم سوءظن داشت، حالا همیشه حُسنظن دارد. سابق نفسی بود که همه را بد میدید حالا همه را خوب میبیند. سابق نفسی بود که در کثرت بود حالا همه را در وحدت میبیند.
پس این افعال ما است که میآیند و این نفس را تغییر میدهند؛ تغییر هویتی میدهند ولی این افعال از کجا پیدا شدهاند؟! از خودِ نفس پیدا شدهاند و این نفس منشأ است. حالا نفس دست کیست؟! ﴿مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلَّا هُوَ ءَاخِذُۢ بِنَاصِيَتِهَآ﴾3 نفس ما هم دست او است پس برگشت تمام اینها به مبدأ المبادی است. درست شد؟! ربط بین فعل و ملکه و نفس به این کیفیت است.
و لأجلِ أنَّه ما لَم يَستَحكِم ملكاتُنا لَم يَتم تخميرُ ذواتِنا قيلَ في حدِّ الإنسان حيوانٌ ناطقٌ مائت و لَم نَذكُرِ الحالات لِأنَّها فِي مَعرَضِ الزَّوال فَلَم يُعبَأ بِها و لِهذا قال تعالى: ﴿فَٱسۡتَقِمۡ كَمَآ أُمِرۡتَ﴾4 و قالَ النَّبي صلّی الله علیه و آله و سلّم: شَيَّبَتْنِي سورةُ هود لِمكانِ هذِهِ الآية.5
بهخاطر اینکه مادامی که ملکات ما مستحکم نشوند تخمیر ذوات ما هنوز تمام نشده است. در حدّ انسان گفتهاند: حیوانی ناطق است و میمیرد و بهواسطۀ موتش به مرحلۀ کمال و تخمیر کامل میرسد. و ما حالات را ذکر نکردهایم که چطور هستند و گفتیم ملکات (چون حال یک مطالبی است که میآید) و میرود و در معرض زوال است و اعتنایی به این حالات نیست.
- . مصباح الشريعة، ج ۱، الباب الثاني و الثمانون في حسن الظن، ص ۱۷۳:
«قال النّبِيُّ صلّى اللّهُ عليهِ و آلِهِ و سلّم: أحسِنُوا ظُنُونَكُم بِإِخوانِكُم تَغتَنِمُوا بِها صَفاء القَلبِ و إثاءَ [نقاء] الطَّبعِ و قَال أُبيُّ بنُ كَعبٍ: إِذا رَأيتُم أحدَ إِخوانِكُم فِي خَصلَةٍ تَستَنكِرُونَها مِنهُ فَتأوَّلُوها سَبعِينَ تَأوِيلاً فإِنِ اِطْمَأَنَّتْ قُلُوبُكُم عَلى أحَدِها و إِلاّ فَلُومُوا أنفُسَكُم حَيثُ لم تَعذِرُوهُ فِي خَصلَةٍ يَستُرُها عَليهِ سَبعين [سبعُون] تأوِيلاً فأنتُم أولىٰ بِالإِنكارِ عَلى أنفُسِكُم منه الحدیث.» ترجمه:
«نيكو كنيد گمانهاى خود را به برادران مؤمن، چرا كه حسن ظنّ به مؤمن موجب صفاى دل است و پاكى طبع و ابىّ بن كعب مىگويد: هر گاه شما ديديد به يكى از برادران مؤمن، خصلتى كه بهحسب ظاهر ناخوش باشد و به نظر شما منكر و بد باشد، پس شما بايد كه آن خصلت به ظاهر بد را به هفتاد وجه تأویل کنید و اگر دل شما به هيچ كدام از تأويلات، اطمينان به هم نرساند، نفس خود را ملامت كنيد كه چرا با اين همه تأويلات، او را معذور نمیدانی و تو با اين نفس، سزاوارترى به انكار تا او.» - . دیوان حافظ، غزل شمارۀ ۱۰5.
- . سوره هود (11) آيه 56. امام شناسى، ج 4، ص 37:
«هيچ جنبدهاى نيست مگر آنكه اراده و اختيار او به دست خداست، و پروردگار من بر راه مستقيم است.» - . سوره هود (11) آيه 112. نور ملكوت قرآن، ج 3، ص 263، تعلیقه 1:
«پس استقامت و پافشارى كن همانطوركه بدان مأمور شدى.» - . منظومه، ج 3، ص 624 و 625.
- . مصباح الشريعة، ج ۱، الباب الثاني و الثمانون في حسن الظن، ص ۱۷۳:

