جلسه ۱۸۹
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الشَّيءُ لم يُـوجد مَتى لم يُوجدا *** و بِاختيارٍ اختيارٌ مَا بَدا و كَيف فعلنا إلينا فوضا *** و إنَّ ذَا تَفويضَ ذَاتنا اقتضـى إذ خَمرت طينتنا بِالمَلكة *** و تِلكَ فينا حَصَلت بِالحَـرَكَة لَكن كَما الوُجودُ مَنسوبٌ لَنا *** فَالفعل فعل الله و هُـو فِعلنا1 دلیل چهارم مرحوم حاجی عموم اختیار است یعنی خداوند متعال که خلقت اشیاء را اختیار میکند آیا این اختیار او مسبوق به اختیار است یا دیگر مسبوق به اختیار نیست؟ یعنی این اختیار خداوند ـ خلق اشیاء را ـ به یک محدودۀ خاص تعلق گرفته است تااینکه در آن محدودۀ خاص اختیار کند و محدودۀ دیگری را اختیار نکند و به عبارت دیگر ذوات را اختیار کند و افعال را به ما تفویض کند؛ یعنی اختیار او به حصّهای از عالم وجود منحصر شده است نه به همۀ حصّهها، آنوقت دراینصورت خودِ این نحوۀ اختیار خداوند ـ خلق اشیاء را ـ هم منوطِ به اختیار دیگری میشود بعد هم آن اختیارِ بالاِختیار میشود و اگر نفس اختیار منوطِ به اختیار شود نفس آن اختیار هم باز منوطِ به اختیار دیگری است و تسلسل لازم میآید و هَلُمَّ جَرَّا.
اختیاری نبودن نفس اختیار
بنابراین نفس اختیار ـ فرق نمیکند چه اختیار در انسان و چه اختیار در غیر انسان ـ دیگر اختیاری نیست یعنی منبابمثال اگر ما بیاییم یک طرف قضیه را اختیار کنیم آن اختیاری که در ما قرار داده شده است منوطِ به اختیار ما نیست بلکه آن یک مبادی دارد که آن مبادی موجب این اختیار میشوند؛ آن مبادی یا در خودِ وجود انسان است یا خارجِ از وجود انسان است یا در وجودِ فاعل است یا خارج از وجود فاعل است.
واجب بالغیر بودن افعال ما
در ما خارجِ از وجود ما است و افعال ما واجب بالغیر است یعنی مبادی قریبه و مبادی بعیده دستبهدست هم میدهند تااینکه این فعل، فعل واجب میشود؛ تصور یک شیء دیگر در اختیار ما نیست شوقی که بهسوی آن شیء پیدا میشود دیگر در اختیار ما نیست اما تفکر در احوال آن شیء در اختیار ما است، تصمیم نسبت به انجام و عدم انجام آن فعل در اختیار ما است اما یک مبادی بعیدهای که ـ حالا آن مبادی قریبه نه ـ در اختیار ما نیست؛ اجتماع شرایط و محیط مناسب برای انجام آن فعل دیگر در اختیار ما نیست، رفع موانع در اختیار ما نیست و این سلسله مراتب همینطور به بالا میرود تا به مشیةالله برمیگردد. پس این اختیاری که الآن در وجود ما هست منوطِ به اختیاری که در ما هست نیست بلکه این اختیار به یک مبادی بعیدهای مربوط میشود که آن مبادی بعیده به مبدأ المبادی برمیگردد، این مبادی از آنجا در اینجا میآید و بهواسطۀ اختیار ما آن افعال و حرکات در عالم تحقق پیدا میکنند. این اختیار به وجوب اختیار میشود.
- . منظومه، ج 3، ص 617.

